تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
انسانها مؤثر است ، انديشه ها و عقول آدميان كه آگاهانه صورت مىگيرد ، هزاران برابر بالاتر از آن است . پس نمود طبيعت در آن هنگام كه انديشه و تعقل آدمى را تحريك نموده و به فعاليت وا مىدارد با اين كه محدود است نه زبان دارد ، نه چشم دارد ، نه گوش ، در ظاهر از هر گونه آگاهى و وسيلهء آگاهى محروم است ، در صورتى كه موقعى كه شما در مقابل يك انسان قرار مىگيريد كه عقلش در تحريك و فعاليت است ، به اضافهء اين كه در مقابل يك جهان نامحدود قرار گرفته‌ايد ، اين جهان زبان دارد و چشم دارد و گوش دارد ، و از مرتبه‌اى از آگاهى تا عالىترين درجهء آگاهى را ممكن است دارا بوده باشد لذا اين رو در رو قرار گرفتن مىتواند با يك تصاعد ما فوق هندسى عقل شما را افزايش دهد و ديدگاه وسيعتر از آن چه را كه هزاران نمود و جريان طبيعى در مقابل شما بر مىنهد ، در اختيار شما بگذارد . مخصوصاً فراموش نكنيد كه - انفجارهاى روانى فوق العاده شگفت انگيز كه انسان قهرمان مىسازد ، غالبا از ديدار عقلى با عقل والاتر صورت مىگيرد . و بالعكس - عوامل و انگيزه هاى ناشايست كه در مقابل عقل قرار مىگيرد ، آن را تحت تاثير قرار مىدهد :
عقل تو گر اژدهايى گشت مست يار بد آن را زمرد دان كه هست ( 1 )
از ملاك كلى اين مبحث و مباحث ديگر عقل كه به اين مسئله مربوط است ، آشكار مىشود كه جلال الدين مىپذيرد كه عقل آدمى تحت تاثير اجتماع قرار مىگيرد ، ولى نه به آن معنا كه سازندهء عقل تنها خود اجتماع باشد ، چنان كه دوركايم مىگويد .

39 - آيا بخت و شانس موجب افزايش عقل و بالعكس ، عقل موجب افزايش بخت و شانس مىگردد ؟

از كبابش مانع آمد آن سخن بخت نو بخشد تو را عقل كهن ( 2 )
هامش
( 1 ) دفتر پنجم ، ص 324 ، بيت 26 . .
( 2 ) دفتر سوم ، ص 140 ، بيت 33 . .