تعبيه شده كه در آن روز معين در مقابل آن رويدادهاى مشخص نخواهد توانست به فعاليتهاى عادى و طبيعى خود موفق شود .
صورت سوم
- دخالت قضاى الهى در جريان موجودات عبارت ديگرى از تسلط و سيطره و نظارت دائمى و استمرارى خداوند به جريان موجودات است ، به طورى كه هر يك از موجودات اعم از انسانى و طبيعى در هر لحظه خواص و لوازم خود را از خدا دريافت مىكند ، مانند جريان فوتونهاى نور و ريزش آن به لامپ برق كه يك جريان استمرارى بوده و با كوچكترين ارادهء متصدى ماشين مولد برق از ريزش فوتونها جلوگيرى مىشود .
معناى قضاى الهى بهر تقدير كه مورد پذيرش بوده باشد ، با موضوع شخصيت و مسئوليت آدمى كوچكترين منافاتى ندارد ، زيرا مسئوليت لامپ برق ( اگر قابل مسئوليت بود ) به همان اندازهء ريزش فوتون و جريان الكتريسيته و مقتضيات مجراى آن مىباشد .
35 - براى اين كه هر عقلى حاكمى است كه مىتواند در آن تصرف كند .
هست پنهان حاكمى بر هر خرد
هر كه را خواهد به فن از خود برد ( 1 ) صورت آيد چون لباس و چون عصا
جز به عقل و جان نجنبد نقشها
بىخبر بود او كه آن عقل و فؤاد
بىز تقليب خدا باشد جماد
يك زمان از وى عنايت بر كند
عقل زيرك ابلهىها مىكند ( 2 ) اى كه خاك تيره را تو جان دهى
عقل و حس و روزى و ايمان دهى
باز سوى عقل و تمييزات خويش
باز سوى خارج اين پنج و شش
نعمت حق را به جان و عقل ده
نى به طبع پر ز حير پر گره ( 3 ) ذرّهاى از عقل و هوش ار با من است
اين چه سودا و پريشان گفتن است
هامش
( 1 ) دفتر ششم ، ص 410 بيت 20 . .
( 2 ) دفتر چهارم ، ص 275 بيت 33 و 44 و 45 . .
( 3 ) دفتر پنجم ، ص 291 بيت 65 و ص 292 بيت 10 و ص 297 بيت 4 . .