تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣

و چه شكلهاى تازه مىدهند » ( 1 ) « بچه ها من مىترسم شما معنى حرفهايتان را نفهميد « مكافات » . . . مكافات چه كلمه وحشتناكى است ، تنها فكر كردن به آن انسان را بوحشت مىاندازد . براى هيچ انسانى نخواهيد كه مكافات ببيند . » ( 2 ) [ عمو تام به زنش كه گريه و زارى نموده و اعتراض به فروختن شوهرش مىكند در مورد برده فروشان مىگويد : ] « ( كلوئه ) براى آنها دعا كنم اين ديگر خيلى زور است . . . من نمىتوانم - بله كلوئه اين كار ما فوق طبيعت است ، اما رحمت خدا هم بالاتر از طبيعت است و بعلاوه فكر كن روح موجودات بد بختى كه مرتكب چنين گناهى مىشوند در چه حال است . . . كلوئه خدا را شكر كن مانند آنها نيستى من راضى هستم كه ده هزار بار فروخته شوم ، ولى به اندازهء اين مرد بىچاره حساب پس ندهم . » ( 3 ) « اى بابا تم ، اى بابا حقيقتاً شما خيلى سنگ دل هستيد ، من هميشه اين نكته را به شما تذكر داده‌ام . مىدانيد تم ، در « ناتشنر » هم عادت داشتيم كه هميشه در اين باره صحبت كنيم و من به شما ثابت مىكردم كه اگر با برده ها به ملايمت رفتار كنيم نه تنها در اين دنيا هميشه موفق مىشوم ، بلكه روز قيامت ، هنگامى كه جز خداوند چيز ديگر در جهان باقى نيست شانس است را به دست مىآوريم كه ما هم به آن بالا برسيم . » ( 4 ) « - من گفته‌ام ، خواهم گفت و مىگويم : كه اول و ابتدا مقصود من تجارت است ، به طورى كه هر چه بيشتر بتوانم پول در بياورم . اما تجارت همه چيز نيست ، براى

هامش
( 1 ) كلبهء عمو تم ، مادام هريت بيچراستو ، ترجمهء منير جزنى ( مهران ) ، چاپ دهم ، ص 27 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 84 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 85 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ص 100 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 73 | محمد تقي جعفري