( ( 1057 ) ) اژدها را دار در برف فراق
هين مكش او را به خورشيد عراق
( ( 1058 ) ) تا فسرده مىبود آن اژدهات
لقمهء اويى چو او يابد نجات
( ( 1059 ) ) مات كن او را و ايمن شو ز مات
رحم كم كن نيست از اهل صلات
( ( 1060 ) ) چون تف خورشيد شهوت بر زند
و آن خفاش مرده ريگت پر زند
( ( 1061 ) ) مىكشانش در جهاد و در قتال
مرد وار الله يجزيك الوصال
( ( 1062 ) ) چون كه آن مرد اژدها را آوريد
در هواى گرم و خوش شد آن مريد
( ( 1063 ) ) لاجرم آن فتنه ها كرد اى عزيز
بلكه صد چندان كه ما گفتيم نيز
( ( 1064 ) ) تو طمع دارى كه او را بىجفا
بسته دارى در وقار و در وفا
( ( 1065 ) ) هر خسى را اين تمنا كى رسد
موسيى بايد كه اژدرها كشد
( ( 1066 ) ) صد هزاران خلق ز اژدرهاى او
در هزيمت كشته شد از راى او
وز طمع او خويش را بر باد داد
گفته شد و الله اعلم بالسداد
آيه
« يا بَنِيَّ اِذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيه وَلا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ الله إِنَّه لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ الله إِلَّا اَلْقَوْمُ اَلْكافِرُونَ 12 : 87 . » ( 1 ) ( اى فرزندان من برويد و يوسف و برادرش را جستجو كنيد و از رحمت خداوندى مأيوس نشويد . از رحمت خداوند مأيوس نمىشود مگر گروه كفار . )
هامش
( 1 ) سوره يوسف ، آيهء 87 . .