تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
به اضافهء تعميم حالات انسانى براى جستجو ، حالت بىادبى را هم توصيه مىكند و مىگويد : حتى اگر جستجوى شما بىادبانه هم بوده باشد ، از كوشش و طلب مضايقه نكنيد . اين مطلب را كه جلال الدين در ابيات سابق هم گفته بود :
« بىادب حاضر ز غايب خوشتر است . »

صحيح به نظر نمىرسد ، زيرا بىادبى ناشى از نادانى است ، يعنى عدم مراعات شئون طرف ، اگر ناشى از جهل توام با اخلاص بوده باشد ، قابل عفو و اغماض بوده و رفتار مزبور ادبانه تلقى نمىشود ، زيرا - خداوند بزرگ موجوديت و نيت و هدف گيرىهاى انسانى را منظور مىدارد ، نه حركات و آداب خارجى را ، چنان كه در داستان موسى عليه السلام و شبان ملاحظه كرديم . ارتباط با خدا و گرايش به سوى او ما فوق ادب مقررى و ظاهرى است . ( 1 ) لذا اگر كسى در جستجوى حقيقت ، عالىترين ادب ظاهرى را مراعات كند ، ولى خلوص نداشته باشد ، مسلما به نتيجه نخواهد رسيد ، چنان كه اگر يك انسان داراى خلوص باشد و توانايى او اجازهء بيش از حركات و اقوال ناچيز را ندهد ، به نتيجه خواهد رسيد . اگر در مفهوم « بىادبى » كه جلال الدين مىگويد ، عنوان گستاخى در كار باشد ( نه عدم توانايى ) ، جستجوى مزبور نوعى سقوط خواهد بود ، زيرا بىادبى گستاخانه با توجه به عظمت خدا و ناچيزى موجوديت انسانى به هيچ وجه سازگار نيست . نكته سوم - پديدهء جستجو و تحرك انسان است در مقابل هدفى كه آن را مىخواهد ، اگر وصول به هدف از اختيار انسانى خارج بوده باشد . جستجوى هدف بىهوده خواهد بود . اين مسئله مربوط به جبر و اختيار است كه در دفترهاى گذشته مقدارى مورد بحث قرار گرفته و در دفتر پنجم به طور مشروحتر مطرح خواهد گشت .

هامش
( 1 ) اين مطلب غير از خضوع و خشوع و حركات و اقوال است كه يك انسان بايد در مقابل خداوند دارا بوده باشد . .