( ( 987 ) ) هر كجا لطفى ببينى از كسى
سوى اصل لطف ره يا بى بسى
( ( 988 ) ) اين همه خوشها ز دريايى است ژرف
جزء را بگذار و بر كل دار طرف
مزايا و پديده هاى با ارزش متكى به اصل و منبعى است
مطلب فوق را جلال الدين در دفاتر مثنوى بارها متذكر شده است و ما هم تا حد ممكن و مناسب در آن موارد كه مطلب را مطرح كرده است ، بررسى نمودهايم .
دو بيت فوق مضمون مخصوصى از قاعدهء ( هر امر عارضى بايد به يك امر ذاتى منجر شود ) را باز گو مىكند .
اين مضمون عبارت از اين است كه مزايا و پديده هاى با ارزش همگى به اصل و منبعى مستند است . چند مسئله را مىتوان در اين مبحث مطرح كرد ، از آن جمله :
مسئلهء يكم - لزوم استناد پديده هاى با ارزش به يك اصل ، متكى به آن قانون عمومى است كه مىگويد : « هر امر عارضى مستند به امر ذاتى است » بنا بر اين ملاك پديده هاى زشت و ضد ارزش نيز به امور ذاتى و منابع اصيل بايستى مستند باشد .
مسئلهء دوم - مقصود از منبع و اصل كه پديده هاى عارضى به آن متكى است چيست ؟ اگر چه منظور جلال الدين از اصل ، يك مفهوم مطابق اصطلاح فلسفى نيست ، ولى بهر حال هر پديدهء طبيعى به طور ضرورى قابل تقسيم به يكى از علل فاعلى و غايى و مادى و صورى مىباشد . چهار علت مزبور كه در فلسفهء ارسطو موقعيت مهمى در جهان شناسى را حايز است ، در تفسير اصلى كه پديدهء عارض به آن مستند مىباشد ، مىتوان در نظر گرفت .
اولًا پديده هاى با ارزش انسانى را در نظر مىگيريم : من كارى انجام مىدهم