تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
( ( 831 ) ) هين مرو گستاخ در دشت بلا هين مران كورانه اندر كربلا

بدون تحصيل آمادگى به شكيبايى در حوادث سخت ، كورانه به راه نيفتيد

اين يك مضمون بسيار عالى است كه جلال الدين ياد آور مىشود و مىگويد : بدون سنجش موجوديت خويش و بدون دريافت مقدار مقاومت در مقابل فراز و نشيب روزگاران ، به پيشواز طوفانها و تلاطمهاى زندگانى رهسپار نشويد . موجوديت فعلى هر انسان در هر لحظه‌اى با احساس كاميابى موقت و محدود ، او را چنان فريب مىدهد كه گمان مىبرد : او توانايى راندن زورق ناچيز وجود خود را در اقيانوس پر تلاطم زندگى دارا مىباشد . بادبان پاره پاره و ناچيزى بر آن زورق بر افراشته با يك پا روى كوتاه و شكسته از ساحل اقيانوس كه چند گامى آرام به نظر مىرسد ، به راه مىافتد ، هنوز چند پارو نزده ، خود و زورقش با آن بادبان و پاروى چوبين دستخوش كوچكترين موج اقيانوس واقع شده و هستى خود را بباد فنا مىدهد . آمادگى و كاميابى موقت و محدود است كه ميليونها مردم ساده لوح كوته بين را به دست تلاطم و امواج خروشان زندگى محاسبه نشده سپرده و ذرات گرد هستى شان را به فضاى نيستى پاشيده است . امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود : « العالم من عرف قدره و كفى بالمرء جهلا ان لا يعرف قدره . » ( 1 ) ( انسان دانا كسى است كه قدر خود را بشناسد [ خود را ارزيابى كند ] در نادانى يك مرد اين قدر كافى است كه قدر خود را نشناسد . [ خود را ارزيابى نكند . ] ) توضيح : بعضى از اشخاص كه در بارهء جلال الدين و مثنويش به نوعى از

هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 197 ، خطبه 101 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 451 | محمد تقي جعفري