تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
اين حقيقت يكى از نتايج آن اصل است كه مىگويد : ترس و هراس روح را به حركت منفى وادار مىسازد ، نه به حركت مثبت و سازنده . به همين جهت است كه اين عقيدهء سطحى كه در دوران معاصر ما رواج پيدا كرده و مىگويد : عامل اساسى گرايش به خداوند و مذهب ناشى از ترس و هراس است ، به هيچ منطق علمى تكيه نمىكند ما اين مطلب را در مباحث آينده مشروحا متذكر خواهيم گشت .
( ( 834 ) ) گفت حق كه بندگان جفت عون بر زمين آهسته مىرانند هون ( ( 835 ) ) پا برهنه چون رود در خار زار جز به مهل و فكر هر پرهيزكار

زندگانى در قلمرو طبيعت براى هشياران ، گام برداشتن در خارستانى است پر سنگلاخ . شما كه در اين خارستان پا برهنه گام برمىداريد ، آرام و با احتياط و با انديشه و با فروتنى حركت كنيد

شگفت آورتر از مسامحه كاران خارستان پر سنگلاخ زندگى ، كسانى هستند كه به آن عده از انسانها هم كه مىخواهند ، در اين راه پر خطر عصايى به دست بگيرند و با انديشه قدم بردارند ، توصيه مىكنند ( و ما اگر بخواهيم مطابق دل خواهشان بگوييم دستور صادر مىفرمايند : ) كه راه هموار است ، هيچ خطرى ديده نمىشود خارستان وجود ندارد ، همه جا گلستان سر سبز و خرم است انديشه يعنى چه ؟ زندگانى منطقى همان بادهء خوشگوار است كه عوامل نابود كنندهء طبيعت و اقوياى نوع انسانها و غرايز حيوانى شما تهيه مىكنند و مىآورند به گلوى مبارك شما مىريزند انديشه و احتياط يعنى چه ؟