حساسيت افراطى دچار شدهاند ، مىگويند : بيت مورد تحليل :
( ( 831 ) ) هين مرو گستاخ در دشت بلا
هين مران كورانه اندر كربلا
در بارهء پيشواى آزادگان و سرور شهيدان حسين بن على عليه السلام است و جلال الدين با بيت فوق مىخواهد كار حسين عليه السلام را تخطئه نموده و بگويد : حركت حسين عليه السلام و داستان خونين دشت نينوا بدون آمادگى قبلى بوده است .
بعضى ديگر گفتهاند : كه بيت مورد نظر در بعضى از نسخه هاى مثنوى چنين بوده است :
كور كورانه مرو در كربلا
تا نيفتى چون حسين اندر بلا
گروهى براى تاويل بيت مزبور جاى دو مصرع را عوض كرده گفتهاند : بيت مزبور در اصل چنين بوده است :
تا نيفتى چون حسين اندر بلا
كور كورانه مرو در كربلا
در نسخه هاى معتبر مثنوى از قبيل : انقروى ، نيكلسون ، بيت مزبور بدان شكل است كه مورد تحليل و تفسير قرار دادهايم ، نهايت اين است كه نيكلسون به جاى « مرو » « مدو » ذكر كرده است ، بهر حال جلال الدين در بارهء شخصيت الهى حسين عليه السلام كوچكترين ترديدى نداشته و در دفتر دوم چنين گفته است :
روشن از نورش چو سبطين آمدند
عرش را درّين و قرطين آمدند
چون كه سبطين از سرش فارغ بدند
گوشوار عرش ربّانى شدند
آن يكى از زهر جان كرده نثار
و ان سر افكنده به راهش مستوار ( 1 )
لذا به هيچ وجه نمىتوان گفت : جلال الدين نظر اهانتى به سرور آزادگان و پيشواى الهى انسانها داشته است ، مخصوصاً با نظر به اين كه جلال الدين چند بار لغت كربلا را به همان معناى لغويش كه به معناى مشقت و بلا است به كار برده است .
هامش
( 1 ) دفتر دوم ، قسم خوردن غلام بر صدق خود و طهارت ظن خود ابيات 29 تا 31 . .