تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠

به انتظار مشيت خدايان قادرى كه در اين پايين بر ما حكومت مىكنند خود را به صبر مسلح مىكنم . » ( 1 ) « بروتوس - . . . وه كاش انسان عاقبت كار امروز را پيش از فرا رسيدنش مىدانست . اما همين خود بس كه روز به سر خواهد رسيد و آن گاه عاقبت كار معلوم است . » ( 2 ) « مسالا - نامطمئنى از نتيجهء خوب ، اين كار را كرده است . اى خطاى منفور اى فرزند غصه و اندوه تو چرا به فكر نقش پذير انسان چيزهايى مىنمايى كه وجود ندارد ؟ اى خطا كه نطفه ات پيش از وقت بسته شده است ، تو هرگز به خوشى به دنيا نمىآيى مگر آن كه مادرى را كه موجب هستى تست بكشى . » ( 3 ) « قيصر - انتظارى جز اين نداشتم ، زيرا از روز اول اين درس را به ما آموخته‌اند كه هر كس تا موقعى كه قدرت دارد ، محبوب واقع مىشود و كسى كه قدرتش رو به زوال است ، هرگز محبوب نيست ، جز موقعى كه ديگر شايستگى محبت ندارد و تنها به علت دورى و جدايى ارزشى پيدا مىكند . اين بدان چون پرچمى كه روى آب شناور است به جلو و عقب رانده مىشود و از امواج تغيير پذير آن قدر پيروى مىكند تا از فرط حركت كم كم نابود شود . » ( 4 ) « خدمتكار اولى - احضار شدن به مقامى شامخ كه چون ستاره‌اى در فضاى وسيع آسمان بدون اين كه كارى از وى ساخته شود ، بىشباهت به يك حدقه بىچشم نيست كه به طرز رقت بارى چهره را زشت و منفور مىسازد . » ( 5 ) « انوباربوس - . . . معلوم مىشود كه تشخيص انسان تابع بخت و طالع او

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 146 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 146 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 153 . .
( 4 ) آنتونى و كلئوپاتر ، ويليام شكسپير ، ترجمه پازارگادى ، ص 26 . .
( 5 ) همان مأخذ ، ص 76 . .