فرو مىمانند . » ( 1 ) « بروتوس - تو آن چه بايد از آن پشيمان شوى كردهاى . از تهديدهاى تو اى كسى يوس وحشتى نيست ، زيرا كه من چنان به قوت تقوى مسلحم كه تهديدهاى تو مانند باد بىهوده كه من بدان التفاتى ندارم از كنار من مىگذرد . » ( 2 ) « كسى يوس - چشمى كه به دوستى مىنگرد هرگز نمىتواند چنين عيبها را ببيند . بروتوس - چشم متملق نمىخواهد كه عيبها را ببيند ، هر چه كه به بزرگى المپ بلند به نظر آيد . » ( 3 ) « بروتوس - . . . جزر و مدى در كارهاى مردمان هست كه چون هنگام مد از آن استفاده كنند ايشان را به سعادت رهبرى مىكند و اگر از آن غفلت شود همهء سفر زندگى ايشان در آبهاى كم عمق و در بد بختى مىگذرد . ما اكنون بر روى چنين درياى پر آبى در حركتيم و بايد هر وقت كه جريان آب به كار آيد آن را اختيار كنيم يا كالاى خود را از دست بدهيم . » ( 4 ) « كسى يوس - . . . تو مىدانى كه من به اپيكور و عقيده اش سخت ايمان داشتم اكنون عقيدهء خود را عوض مىكنم و چيزهايى را كه از آينده خبر مىدهد تا حدى معتبر مىشمارم . » ( 5 ) « بروتوس - بر حسب اصول همان فلسفهاى كه به موجب آن كى تو را ملامت كردم كه چرا خود را كشته است ، نمىدانم چرا ؟ اما در نظر من كارى است پست و از سر جبين كه انسان از ترس آن چه ممكن است اتفاق افتد ، دوران عمر را كوتاه كند . پس
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 39
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٩
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 111 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 118 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 120 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ص 130 . .
( 5 ) همان مأخذ ، ص 144 . .