مىآورد ، با اين حال پيكر طبيعت همواره به دنبال اين علامتهاى ناميمون تازيانه ها خورده است . عشق و محبت به سردى مىگرايد . دوستى و عدالت از ميان مىرود . برادرها يكديگر را ترك مىگويند . در شهرها بلواها و در كشورها ناسازگارىها و در كاخها خيانتها روى مىدهد و رشته مهر پدر به فرزند و وظيفه فرزند به پدر از هم مىگسلد . اين فرزند خطا پيشهء من نيز مشمول اين پيش گويى است كه پسر به دشمنى پدر كمر مىبندد و شهريار از راه راست دور مىگردد ، پدر كينه فرزند را به دل مىگيرد . ما روزگاران شاد كامى خويش را به سر آوردهايم و اكنون بايد توطئه ها و بىوفايىها و خيانتها و انواع اغتشاشهاى نابكار و ناراحت كننده را بدرقهء سفر باز پسين خويش ببينيم . » ( 1 ) « ادماند - اين كه چون به واسطهء افراط كارىهاى خود ، پريشان حال مىگرديم خورشيد و ماه و ستارگان را سبب بد اخترى و نگون بختى خويش مىدانيم ، خود فريب عالى و خاص اين جهان است . پندارى كه جبرى در تبه كار شدن ما موجود بوده و ما به موجب جبرى آسمانى سبك مغز و ابله گشتهايم و يا تأثير كواكب و ستاره گان ما را برده و دزد و خيانت پيشه گردانيده است ، مست و گزافه گو و زناكار بودن به سبب يك انقياد فرمان بردارى جبرى از تأثير كواكب است و سبب همه عيبهاى ما مشيت آسمانى بوده . اينها عذر و بهانه هاى فريبنده ى زنبارهاى است كه تمايلات شهوانى خود را به گردن اخترى مىنهد پدرم با مادرم زير دم اژدها گرد آمد و ولادت من زير دب اكبر صورت گرفت ، در نتيجه من اكنون شهوت پرست هرزه خيالم . اين ياوه ها چيست ؟ باز من همانم كه بايد باشم ؟ اگر خود پاكترين و سعدترين اختر فلك الافلاك به هنگام حرام زاده ساختنم چشمك مىزد . . . دلقك - اى عمو ، نيك بشنو . بيش از آن چه مىنمايى داشته باش ، كمتر از آن چه مىدانى سخن بگو ، كمتر از آن چه دارى وام بده . بيش از پياده روى سوارى كن ،
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 42
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٢
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 114 . .