تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

نيمهء دوم قرن شانزدهم ميلادى ( 1564 ) چشم به دنيا گشوده است و مىتوان مقدار زيادى از مطالب اصيل فرهنگ بشرى را در نوشته هاى او مشاهده كرد ، در بعضى از موارد متانت و وقار خاصى در جملات او ديده مىشود كه حد اقل در چند قرن گذشته كم نظير بوده است . مقايسه ميان جلال الدين و شخصيت روحى و آثار او با ويليام شكسپير ، مانند ساير نويسندگان و متفكرين ديگر كه در مجلد سوم و چهارم مطرح شده‌اند ، يك مقايسهء رسمى و همه جانبه نيست ، بلكه مقصود ما توجيه مطالعه كنندگان محترم به مقدار قابل توجهى از اصول زير بنايى فرهنگ انسانى است كه شرق و غرب با اتفاق كلمه ( اگر چه با بيانات مختلف ) از آنها بهره بردارى نموده‌اند . اين نكته هم در نظر گرفته شود كه ما همهء جملات بر گزيده را كه از نويسندگان متفكر در مقدمات تفسير و نقد و تحليل مثنوى آورده‌ايم تصديق همه جانبه نمىكنيم . منتخباتى از آثار ويليام شكسپير ( 1 ) « قيصر - در اطراف من مردانى مىباشند كه فربهند ، اشخاصى كه سر و صورت آراسته دارند و شب مىخوابند . اين كسى يوس قيافه‌اى لاغر و رياضت كشيده دارد ، وى بسيار فكر مىكند ، مردانى چنين خطرناكند . » ( 2 ) « كسى يوس - پس چرا قيصر بايد ستمگر باشد ؟ بىچاره مرد من مىدانم كه وى اگر روميان را گوسفند نمىديد گرگ نمىشد . اگر روميان ماده آهو نبودند او شير نمىشد . كسانى كه مىخواهند با شتاب آتشى نيرومند بيفروزند آن را باد مىكنند چه خاشاكى است روم و چه زباله‌اى و چه خرده چوبى وقتى كه براى تلالو موجودى

هامش
( 1 ) جمع آورندهء جملات آقاى سياوش نقاش زاده و انتخاب جملات عالى از اين جانب است . .
( 2 ) تراژدى قيصر ، ويليام شكسپير ، ترجمه فرنگيس شادمان ( نمازى ) ، ص 17 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 37 | محمد تقي جعفري