تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
و شكنجه ها مىبينند ، آن چنان كه مرغ خاكى وقتى كه به آب بيفتد در عذاب غوطه ور مىگردد . خواجهء شهرى و فرزندانش پس از زحمات طاقت فرسا كه تاب و توان را از آنها گرفته بود ، از سخنان شكرين روستاى نادان كه آنان را به ده دعوت كرده بود سير گشته و ناراحت شده بودند .