تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
دهى ديدند وقتى كه نزديك شدند ] ديدند : آن ده نيست كه بايستى بروند ، مجبور شدند راه خود را بر گردانند و راه ديگرى را پيش بگيرند ، يك ماه تمام از يك ده به سوى ده ديگر مىتاختند و به مقصد نمىرسيدند ، چرا ؟ زيرا راه ده را خوب نمىشناختند . بلى ، هرگز از اين اصل غفلت نورزيد كه :
( ( 590 ) ) هر كه گيرد پيشه‌اى بىاوستا ريشخندى شد به شهر و روستا ( ( 588 ) ) هر كه در ره بىقلاووزى رود هر دو روزهء راه صد ساله شود
اگر مىخواهيد به كعبه برويد ، راهنمايى را پيش رو خود كنيد . اين راه دور و دراز و بيابانهاى وسيع شما را متحير و گمراه خواهد ساخت ، با اين وضع :
[ ترسم نرسى به كعبه‌اى اعرابى كاين ره كه تو مىروى به تركستان است ]
اين يك امر در شرق و غرب عالم نادر است كه انسان بدون دليل و راهنما بتواند به مقصد برسد ، چنان كه نادر است كه فرزندى بدون پدر و مادر پا به عرصهء هستى بگذارد . قانون اصيل و جارى انسانها در دنياى طبيعت اين است كه مال با كسب و كار به دست بيايد ، اين يك امر نادر است كه نابرده رنج گنج ميسر شود و بدون انجام كار مزدى به دست آدمى برسد . مانند پيامبر اكرم مصطفى صلى الله عليه و آله كجا پيدا مىشود كه جسمش جان باشد [ و جانش شعاعى از ملكوت ] و بتواند به طور مستقيم تحت تعليم قرآن از خود خدا قرار بگيرد . مردم معمولى به واسطهء قلم و آموزشهاى عادى مورد كراهت خدا قرار مىگيرند . به هر كجا و به هر دوران كه بنگريد ، حريصان را محروم خواهيد ديد بياييد از تك روى حريص منشان تبعيت نكنيد . آنان در راه منحرف خويش رنجها
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 377 | محمد تقي جعفري