تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
است كه خاموشى گزينم . [ باز به شما تاكيد مىكنم : ] اگر اى دوستان عزيز من بتوانيد از اين صورتهاى ظاهرى بگذريد و به سوى واقعيات رهسپار شويد ، بهشتهايى گلستان در گلستان خواهيد ديد . تو هنگامى كه پديده هاى ظاهرى خود را در مقابل عظمت واقعيتى كه دارى شكسته و متلاشى ساختى ، آن توانايى را پيدا خواهى كرد كه تمام صورتها و ظواهر هستى را كه در مقابل واقعيت هستى مانند كفهاى ناپايدار روى دريا است ، محو و نابود خواهى ساخت . پس از اين رشد روحانى كه نيرومند ساخته است ، خواهى توانست هر گونه صورتى كه سر راه مىگيرد ، محو و نابود بسازى . تو آن موقع كه نمونه‌اى از نيروى روحانى على عليه السلام را به دست آوردى ، كندن در خيبر براى تو امكان پذير خواهد گشت . آن خواجهء شهرى فريب ظاهر را خورد و با اعتماد بگفتهء نادرست روستايى به سوى ده رهسپار گشت . حركت آن خواجه به سوى دام تملقهاى روستايى ، همانند حركت ناخود آگاه پرنده‌اى بود كه به سوى دام امتحان كشيده مىشد . آن پرنده حريص بىنوا دانهء نهاده شده در دام را مستند بكرم صياد دانسته ، عاقبتى ناگوارى را نتيجه گرفت . [ آرى چنين است خاصيت روانى پرندگانى كه همواره براى به دست آوردن دانه ، دوان دوان به سوى دام تزوير مىروند و با اشتياق به سوى هلاكت خويش مىپرند . اگر از شادىها و نشاط آن فريب خوردگان شمه‌اى بگويم ، مىترسم وقت تو را مستهلك بسازم ] . به طور اختصار بگويم : [ پس از آن همه جوش و خروش و تلاش و تكاپو از دور
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 376 | محمد تقي جعفري