واقعاً درد خانمان سوزى است كه از بىخردان تخصص نديده و استاد نديده نظرياتى ما فوق تخصص ديده گان و اساتيد اظهار مىشود و فرهنگ را آلوده مىسازد مردم با وجدان و با اطلاع و دل سوز به جامعهء خويش در مقابل اين گونه اشخاص بايستى به بيدار كردن راهروان بپردازند ، نه ريشخند به اين بىصلاحيتها ، زيرا به قول پرودن اينان نادانتر و بنده از آنند كه شايستگى ريشخند راد مردان را داشته باشند . اين يك اصل است :
« كه سالك بىخبر نبود ز راه و رسم منزلها » .
به دست آوردن مقام استادى و رهبرى واقعى بدون عبور از راه پر سنگلاخ شناسايى امكان پذير نيست . سنگلاخ و فراز و نشيب شناسايى مخصوصاً در جهان بينى مانند آن كاسه هاى آب است كه به لولهء تلمبه ريخته مىشود تا آب منبع را بالا بكشد .
هر متفكرى كه در راه معرفت از پيچ و خمها و سنگلاخها عبور مىكند ، انديشه ها و دركهاى درونى خود را به آنها اضافه مىكند و سيستم شناسايى مفروض از مجموع محصول آن پيچ و خمها و جوشش انديشهء شخصى به وجود مىآيد .
به كار انداختن و جوشاندن انديشه هاى درونى چيزى است كه به مشاهده از نزديك نيازمند است و در بعضى از افراد به تحريكات روانى استاد و رهبر احتياج دارد .
همانطور كه جلال الدين متذكر شده است بدون اين مشاهدهء نزديك :
( ( 588 ) ) هر كه در ره بىقلاووزى رود
هر دو روزهء راه صد ساله شود
بىاعتنايى به اين اصل در عقب ماندگى و ركود ، در شكوفان شدن فرهنگ انسانى تاثير بسزايى داشته است .
تفسير ابيات
[ براى اين كه كسب ارزش و شرافت را به وسيلهء مجاورت و انتساب به خوبى درك