تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
( ( 590 ) ) هر كه گيرد پيشه‌اى بىاوستا ريشخندى شد به شهر و روستا ( ( 588 ) ) هر كه در ره بىقلاووزى رود هر دو روزهء راه صد ساله شود

بدون راهنماى كار دان خود سرانه راه نيفتيد

براى همه چيز در اين دنيا آفتى است كه تدريجاً يا دفعتاً روزى از پايش در مىآورد . فرهنگ انسانى آفتى بنام اظهار نظر بدون اطلاع دارد كه فقط صاحب نظران و كار آزمودگان مىتوانند طعم تلخ آن را بچشند . اين دانشمند نماهاى درس نخوانده و استاد نديده ، موريانه هاى خطرناكى هستند كه زير بناى فرهنگى اجتماعى را كاملًا مىتوانند بپوسانند . خود اين جانب در جامعهء خودمان تا كنون شايد با صدها نفر تماس داشته‌ام كه بدون تحصيل لازم و كافى و بدون درك حضور اساتيد متخصص ، در مسائل فلسفى خود را صاحب نظر معرفى مىكردند . موقعى كه مذاكرات و گفتگوها در مباحث فلسفى بىسرمايه بودن بعضى از آنها آشكار مىشد ، با تمام بىاعتنايى به اهميت مسئله مىگفت : من فلسفه نخوانده‌ام اما هر چند صباحى نظريات فلسفى فراوانى از اين استاد نديده ها مغز دانش پژوهان جامعهء ما را مشوش و كلافه مىكند . آقاى عزيز حقوقدان است صاحب نظر در هنر است ادبيات داخلى و خارجى را هم كاملًا فرا گرفته است در اقتصاد ريكاردو و ماركس شاگرد ابجد خوان آقا هم نمىشوند فقه و اصول و منطق و رياضيات و كيهان شناسى و مسائل اجتماعى و سياسى و اخلاقى و مذهبى با يك چشم به هم زدن براى آقا حل و فصل مىشوند
چشم باز و گوش باز و اين عمى ؟ حيرتم از چشم بندى خدا
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 373 | محمد تقي جعفري