اندازه و به چه كيفيت مىتواند واقعيات مفيد زندگى را در حوزهء مغناطيسى من وارد بسازد .
بدون اين محاسبهء منطقى اميد به شكلى در مىآيد كه ويكتور هوگو بيان مىكند :
« اميد بر روى اضطراب ، چون نفت بر روى آب مىسوزد و روشنايى مىدهد . اين شعله هاى شناور همواره روى آلام بشرى زبانه مىكشد » .
تنها اضطراب نيست كه اميد مانند قشر نازكى از نفت روى آبش بسوزد ، بلكه جهالت و امكانات و عدم امكانات و ناسازگارىهاى طبيعى و غير طبيعى و ساختگى و به طور كلى تمام زمينه پوچ همانند آبى است كه قطراتى چند از نفت اميد روى آن شعله ور مىشود .
سنخيت اميد با حركتى كه ايجاد مىكند
اميد واقعى حركت واقعى و اصيل را ايجاد مىكند و اميد را به ثمر مىرساند ، ولى اگر انسان متوجه شود كه اميدش كه وابستهء اراده و تصميم ديگران است ، مانند يك نمود طبيعى قطعى نيست و در هر حال احتمال تزلزل دارد ، اين اميد نمىتواند موجب حركت واقعى شود .
مخصوصاً با در نظر گرفتن اين كه انسانها مىتوانند حالت ضد وجدانى به خود بگيرند ، حتى اگر تمام انسانهاى روى زمين را وابستهء خود نمايند ، باز مىتوانند همهء آنها را ناديده گرفته جوش و خروش ضد وجدانى خود را اشباع نمايند .
از اين جا است كه مىگوييم : كسانى مىتوانند به نوع آدمى خدمت واقعى كنند كه راه و وسيلهء استقلال شخصيت آنها را فراهم نموده از بيمارى خطرناك وابستگى نجاتشان بدهند . اين يك مضمون شاعرانه نيست كه طغرايى مىگويد :
و انما رجل الدنيا و واحدها
من لا يعول فى الدنيا على رجل (
يگانه مرد دنيا كسى است كه در دنيا به هيچ مردى تكيه نكند . )