ارتباط بلى ، وابستگى نه . اين است بهترين راه علاج بيگانگى انسان از خويشتن . تنظيم و ريشه دار نمودن ارتباط و تقليل وابستگى ، اين است وظيفهء انسانى پيش روان جوامع .
حركتى كه ناشى از اميدهاى پا در هوا است ، نيروى حقيقى و اصيل را مستهلك مىسازد و نتيجه اش صفر است . بنا بر اين ، آن جملهء معروف كه مىگويد : زندگى اميد و حركت است .
لازم است كه اولا سه مفهوم : زندگى ، اميد ، حركت را معنا كند و سپس آن را به شكل دستور مفيد در آورد .
سنخيت اميد و هدف
عظمت و ارزش يك اميد وابسته به عظمت و ارزش هدفى است كه موضوع اميد قرار گرفته است . براى اين كه بپاسخ قانع كننده دربارهء ارزش اميد يك انسان و يا يك گروه برسيم ، بايد به اين سؤال : چه مىخواهيد ؟ جواب پيدا كنيم ، سپس آن جواب را ارزيابى كنيم . در ابيات مورد تحليل ، جلال الدين اين مسئله را مطرح نموده است :
( ( 547 ) ) بر اميد زندهاى كن اجتهاد
كاو نگردد بعد روزى دو جماد
( ( 545 ) ) هر كه را با مرده سودايى بود
بر اميد زنده سيمايى بود
چه اصل خوبى است كه مولوى در اين ابيات متذكر شده است . به همان ملاك كه :
عشقهايى كز پى رنگى بود
عشق نبود عاقبت ننگى بود
اميدهايى هم كه براى به دست آوردن هدفهاى جزيى و زود گذر در درون انسانى به وجود مىآيد و نشاط و سرورى در درون ايجاد مىكند ، همان قشر نازكى از نفت است كه روى آب براى چند لحظه زبانه مىكشد . به عبارت كلىتر براى دريافت سنخيت اميد با حركت و هدف ، مىتوانيم اين اصل را در نظر بگيريم كه روح بشرى خواه