« يا مُوسى أَقْبِلْ وَلا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ اَلآمِنِينَ 28 : 31 . » ( 1 ) ( اى موسى روى بياور و مترس تو از آنان هستى كه در امن مىباشند . )
( ( 482 ) ) گوش را اكنون ز غفلت پاك كن
استماع هجر آن غمناك كن
( ( 483 ) ) آن زكاتى دان كه غمگين را دهى
گوش را چون پيش دستانش نهى
( ( 484 ) ) بشنوى غمهاى رنجوران دل
فاقهء جان شريف از آب و گل
به ناله ها و شكوه هاى رنج ديده گان جامعه گوش فرا دهيد ، اين است حقوق واجبهء گوش كه بايد ادا كنيد آن گاه ترتيب اثر بدهيد
گوش آدمى با آن ساختمان و فعاليت شگفت انگيزش ، همواره در حال گيرندگى امواج گوناگونى است . اطلاعات زشت و زيبا و فرح بخش و هولناك به وسيلهء امواج به گوش او منتقل مىشود ، به طور طبيعى انسان هميشه تمايل دارد كه سخنان و صداهاى ملايم و خوشايند را بشنود نه سخنان و صداهاى كراهت آميز و رنج آور را .
اين مىخواهم منحصر به فعاليت گوش نيست ، بلكه انسان مىخواهد هميشه چشمان او با مناظر خوشايند و دل ربا روبه رو شود ، ذائقه اش طعمهاى نيكو را بچشد . . . وادار كردن گوش و چشم و ذائقه به اين گونه فعاليتها از خود طبيعى آدمى سرچشمه مىگيرد كه بيش از يك مىخواهم ندارد و آن عبارت است از :
« جهان هستى وسيلهء لذت جويى من . »
هامش
( 1 ) سوره القصص ، آيهء 31 . .