تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
اشاعهء شخصيت و مشهور شدن در جامعه چيز ديگرى نمىداند ، اين بىنوا نه با مالكيت و مزاياى آن سر و كارى دارد و نه اعتنايى به درك واقعيات از راه علم و معرفت و نه لذت رياست را به عنوان يك لذت آرمان جستجو مىكند . يك عكس زيبايى از خودش كشيده تمام كوشش خود را در اين راه صرف مىكند كه اين عكس در همه جا منتشر شود و مردم با نظر تحسين به او بنگرند ، اين است حيات مطلوب اين انسان كه اصل خود را از دست داده و به سايهء مصنوعى خود عشق ورزيده ، مىخواهد همگان از اين عشق عجيب و غريب برخوردار شوند . به طور كلى شخصى كه مىخواهد قدرت و آزادى كامل را تحصيل و آن را مورد بهره بردارى قرار بدهد ، اولا و پيش از همه چيز حيات خود را درك و آن را با يك كيفيت مشخص تفسير مىكند ، سپس قدرت خود را آزادانه در راه تحرك آن حيات تفسير شدهء شخصى به كار مىاندازد . اين مطلب به هيچ وجه در انسانهايى كه داراى وضع روانى معتدل هستند معقول نيست كه اول قدرت و آزادى در به كار بردن آن را به دست بياورند سپس حيات را براى خويش تفسير نمايند . براى كسى كه مطلوبيت حيات برياست و امر و نهى تفسير شده است ، نه تنها مالكيت در موقع مزاحمت با رياستش براى او مطرود است ، بلكه اصلا مالكيت بر اشياء را خارج از متن زندگانى خود مىداند ، اگر تحرك حيات تفسير شدهء او احتياجى به مالكيت داشته باشد ، همان مقدار مالكيت براى او مطلوب و مورد احتياج خواهد بود كه كشتن عزيزترين وابستگانش . در آن موقع كه از بين رفتن آن وابستهء عزيز براى او يكى از پله هاى صعود بر سطح رياست جلوه نمايد . استدلالهايى كه مقتضاى مكتب فيزيوكراتها يا تفكرات ساير انديشمندان اقتصادى را باز گو مىكند كه مالكيت را در متن حيات قرار داده و منشأ آن را غريزهء انسانى مىدانند ، قوىتر و روشنتر از استدلالهاى ماكياولى در مسئلهء ضرورت وصول به هدفهاى سياسى و رياست به هر وسيلهء ممكن نمىباشد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 186 | محمد تقي جعفري