آن را آرمان خود طبيعى مىداند ، از قسم دوم فعاليت محسوب مىگردد . اگر در تاريخ بشرى به طور جدى و لازم و كافى بررسى شود و همهء وسايل شرمسارى بشرى را از لابلاى كتب و آثارش بيرون بياورند ، هيچ يك از آن وسايل شرمسارى وقيحتر و وخيم تر از موضوع مالكيت تفسير و توجيه نشده ديده نمىشود ، با نظر به مالكيت و آثار و علل به وجود آورندهء آن ، مطلبى براى ما روشن مىشود كه تصورش شكنجه آور است ، زيرا در نتيجهء بررسى مزبور با اين زبونى و وقاحت بشرى روبه رو خواهيم شد كه مالكيت را كه يك رابطهء قرار دادى است ، يعنى خود انسانها آن را اعتبار داده و مقرر ساختهاند ، از مهار كردن و كنترل اين اعتبار و قرار داد آن اندازه ناتوان يا از اين اعتبار و قرار داد آن اندازه سوء استفاده كردهاند كه تمام واقعيات و حقايق و ارزشها و اصول را قربانى اين رابطهء قرار دادى نمودهاند .
آرى ، هيچ راه و چارهاى وجود ندارد كه اين رابطهء قرار دادى را به جاى خود بنشاند ، مگر اين كه از روى منطق و توجيه انسانها به سوى خود ايده آل از پرستش خود طبيعى جلوگيرى شود .
من نمىدانم كدامين مكتب مىخواهد اين منطق و توجيه را به عهده بگيرد ، ولى اين اندازه مىتوان گفت كه : اين همان مكتب است كه مىتواند به جوامع روى زمين حقيقتاً مسلط شده و آرمانهاى رؤيايى انسانها را در بارهء عدالت اجتماعى جامهء عمل بپوشاند .
اين بود منبع اول كه قدرت و آزادى در تحصيل حيات مطلوب از آن عبور نموده و بمقتضاى آن در صحنهء حيات نمودار مىگردد .
منبع دوم كه كاملًا با اول متضاد است خود ايده آل مىباشد و به طور خلاصه هنگامى كه انسان اين توانايى را پيدا كرد كه براى خويشتن خود ايده آل احراز و تثبيت نمايد . تمام فعاليتهاى درونى و برونى او جنبهء وسيلهاى پيدا مىكند ، نه جنبهء هدفى . مالكيت براى اين اشخاص جز وسيلهاى براى تحصيل مقتضيات زندگانى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 189
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٩