موقت شده ، سپس به سر نوشت كلمهء مالكيت دچار مىگردد ، زيرا احتياج به منفى ساختن موضوعات به جاى خود محفوظ بوده و انسانى كه با هزاران عنوان و دليل در مفهوم احتياج بازيگرىها كرده است ، به طورى كه مالكيت بهمهء جهان هستى و انسانها را مورد احتياج تشخيص داده است ، همان دلايل را براى اثبات مدعاى خود خواهد آورد كه تيمور لنگ آسيايى و ناپلئون اروپايى براى اثبات آقايى خويش به جهان هستى اقامه نموده و عدهء فراوانى از همين امثال انسانها را كه من و شما آنها را مىبينيم قانع ساخته بودند .
4 - منشأ لزوم تشخيص موقعيت
- گفتهاند كه اگر مالكيت بر اشياء حقيقتى نداشته باشد ، رابطهء انسان با اشياء همواره متزلزل و مشكوك گشته و موقعيت هيچ فردى از انسان را نمىتوان در جامعه احراز و تثبيت نمود .
اين بود مهمترين دلايل اثبات مالكيت شخصى . تاييدات و شواهد ديگرى نيز گفته مىشود كه مىتوان با تحليل لازم و كافى آنها را هم از دلايل چهارگانه كه متذكر شديم استخراج كرد .
بحث و بررسى مشروح در بارهء دلايل چهارگانهء مالكيت شخصى
دليل اول مالكيت شخصى مىگويد : مالكيت شخصى يك منشأ غريزى اساسى دارد كه عبارت است از : تمايل به تحصيل قدرت و آزادى تحرك حيات مطلوب خويش .
مىگوييم : اين استدلال تا حدود زيادى مبهم و احتياج به توضيح و تحليل دارد .
اگر مقصود از غريزهء تمايل به تحصيل قدرت و آزادى براى تحرك حيات مطلوب ، اين است كه انسان براى به جريان انداختن حيات خويش احتياج به تحصيل موادى دارد كه اصول متن حيات او را به جريان بيندازد ، مطلبى است كاملًا صحيح و قابل اثبات ، بلكه به جهت بداهتش بىنياز از اثبات است ، حتى اگر روان شناسان اجازه