تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧

تمايل به تحصيل قدرت و آزادى در بهره بردارى از آن سر دو راه متضاد

در بحث گذشته گفتيم : كه عامل تمايل به تحصيل قدرت و آزادى در بهره بردارى از آن ، ريشهء اساسى در ديناميسم زندگانى دارد ، خواه آن را به عنوان غريزه اصطلاح كنيم يا نه . در اين مبحث مىخواهيم مسأله‌اى را مورد بررسى قرار بدهيم كه مانند يك اصل كلى مىتواند مطرح شود : متفكرين علوم انسانى غالبا عامل تمايل مزبور را تفسير و تحليل نموده و به همين اندازه قناعت مىكنند كه وجود آن را در نهاد آدمى اثبات كنند ، ولى بندرت اتفاق افتاده است كه دو پهلو بودن اين عامل را دقيقا و مشروحا توضيح داده و تكليف آن را روشن بسازند . بهر حال عامل مزبور چنان كه در مبحث گذشته گفتيم : يك علت معين و مشخص نيست كه يك معلول معين را در همه شرايط و موقعيتها توليد نمايد بلكه چنان كه گفتيم : اين تمايل مانند آن نيرو است كه قابل تبديل به كارها و نمودهاى بسيار گوناگون است . كارها و نمودهايى را كه نيروى مزبور مىتواند به وجود بياورد از يكى از دو منبع متضاد عبور نموده ، بمقتضاى همان منبع نمودار مىگردد . اين دو منبع عبارت است از : 1 - خود طبيعى . 2 - خود ايده آل . هنگامى كه حيات مطلوب فقط با خود طبيعى تفسير مىشود ، هدفى جز باز كردن ميدان و احراز موقعيت براى زندگانى طبيعى چيز ديگرى ندارد . قدرت و آزادى كه براى پيش برد اين گونه حيات تحصيل مىشود ، همه نتايج قدرت و آزادى را از مالكيت گرفته تا دانش و از انديشه و تعقل گرفته تا عمل خارجى و به طور كلى همه فعاليتهاى درونى و بيرونى را در استثمار خود طبيعى قرار مىدهد . اين انسانهاى آزاد نما با زنجير گرانبار خود طبيعى نه تنها دست و پاى همهء