بىاساس چيز ديگرى را به بينند ، آرى پشم مىبينند ، ولى شتر را بينند . اين حقيقت را جلال الدين در ابيات پيشين نيز به طور اختصار متذكر شده است ، ما در اين مبحث مقدارى در اين باره توضيح مىدهيم :
اگر به قدر لازم و كافى دقت كنيم ، خواهيم ديد : اغلب طبقات و اصناف بشر همان دور بينانى هستند كه از روى حقايق اصيل كه پيش چشمشان قرار دارد ، مىجهند و باميد وصول به آن موضوع كه فعلا نمايش حقيقت دارد ، آن حقايق اصيل را ناديده مىگيرند .
اين گونه تفكر و روش به طريق ذيل انجام مىگيرد :
حقيقتهاى اصيل و واقعى كه فاصلهء زيادى با موقعيت و نقطهء قرارگاه انسانى دارند ، اين فاصله اگر چه مولود عوامل گوناگونى است ، ولى اغلب سپرى كردن اين فاصله به گذشت زمان احتياج دارد . خود زمان روشن كنندهء حقايق از حقيقت نماها نيست ، بلكه به دست آوردن واقعيات همواره به وسيلهء تحصيل وسايلى صورت مىگيرد كه در گذرگاه زمان قرار مىگيرند ، به همين جهت است كه ناديده گرفتن حقايق مقدم و به سراغ دور نماى حقيقت ديگر رفتن را جهش تعبير كرديم .
براى ساده كردن موضوع از يك مثال ساده شروع مىكنيم : كه براى كسى كه در فصل زمستان به سر مىبرد ، بارور شدن فلان درخت و ميوه دار شدن آن كه به وسيلهء گرماى تابستان به عمل خواهد آمد ، حقيقتى است مسلم ، ولى اين يك حقيقت دور است و تحقق آن به گذشت چند ماه از زمان و تاثيرات طبيعى آب و آفتاب و مواد زمينى در درخت مفروض نيازمند است .
حال اگر شخصى مفروض در وسط فصل زمستان ميوه آن درخت را موجود شدهء فعلى فرض كند و به اصطلاح طعم آن را به ذائقهء خود تلقين كند ، اين آدم كسيست كه از تماشا به رويداد خيلى دور از موقعيتى كه قرار گرفته است ، ميوهاى ساخته و با چشيدن طعم آن ميوهء مصنوعى ، صدها بلكه هزاران جريانات واقعى طبيعت را كه تا موسم رسيدن ميوه ، در جهان هستى صورت خواهد گرفت ، زير پا گذاشته است . در
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 141
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤١