تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
و تو را جز باطل چيزى به وحشت نيندازد ، اگر دنياى آنان را مىپذيرفتى محبوبشان بودى و اگر از دنياى آنان چيزى را به خود اختصاص مىدادى تو را امان مىدادند . )
( ( 83 ) ) پشت دار جمله عصمتهاى من گوييا هستند خود اجزاى من

اولياء الله آن چنان در عصمت و حمايت الهى هستند كه گويى اجزاى خداوندى مىباشند

در بيت فوق دو احتمال مىرود : احتمال يكم - اولياء الله به جهت تزكيهء روح بمقامى از تقرب رسيده‌اند كه مىتوانند پشتيبان تمام فيوضات روحانى الهى بر بندگانش باشند . آنان واسطه هاى فيض الهى به ساير مخلوقات هستند . احتمال دوم - به جهت مقام والايى كه اولياء الله ببركت تزكيهء روح به دست آورده‌اند ، فيض حمايت و عصمت خدا پشت و پناه آنها است . اين خدا است كه آنان را در كنف حمايت ربوبى خود حفظ كرده و نتايج رشد و كمال روحانى شان را به طور مستقيم به آنها مىرساند .
طرفه كورى دور بين و تيز چشم ليك از اشتر نبيند غير پشم

براى رسيدن به يك حقيقت نما كه در فاصلهء دورى از شما قرار دارد ، از روى حقايق واقعى نجهيد

مضمون بسيار عالى است كه جلال الدين در اين مورد متذكر شده است و مىگويد : نابينايى بس شگفت انگيز است كه آدمى بدون اين كه به حقايق نزديك متوجه شود ، رويدادها و حقايق دور را در ديدگاه خود قرار بدهد ، اين اشخاص نمىتوانند جز ظواهر