تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
توضيح - در منابع معتبر اسلامى مضمونى را كه جلال الدين در بارهء اولياء الله گفته است ديده نمىشود ، يعنى اين مضمون ديده نشده است كه : « گفت اطفال منند اين اولياء » آن چه كه وارد شده است روايت فوق است كه بسيار معروف است . بعيد نيست كه جلال الدين با نظر به ملاك تقرب و نزديكى ارتباط اولياء با خدا مضمون فوق را متذكر شده است .
( ( 82 ) ) از براى امتحان خوار و يتيم ليك اندر سرّ منم يار و نديم

با خدا باشيد تا احساس غربت و بيگانگى نكنيد

اين يك حقيقت كاملًا روشن است كه چنان كه انس و ارتباط با طبيعت بستگى به زندگانى خالص در قلمرو طبيعت و اجزا و شئون آن ندارد ، همچنان انس و ارتباط انسان با ساير افراد اجتماع به بودن در ميان انسانها و تماس با آنها مربوط نيست ، روح انسانى بايستى خواستهء واقعى خود را در يك حقيقت به بيند تا با آن حقيقت مأنوس شود . ما افراد فراوانى را داريم كه در طول زندگى نتوانسته‌اند با ديگران انس واقعى بگيرند ، ارتباطات سطحى نبايستى ما را فريب بدهد ، زيرا در آن اطاق كه نشسته‌ايد ممكن است صدها موجود بىجان در پيرامون شما قرار بگيرد و هر يك بنوبت خود نوعى ارتباط ناخود آگاه با شما داشته باشد ، ولى شما انس حياتى با آنها نداريد . وقتى كه انسان رشد يافته در ميان عده‌اى از افراد نادان و پست قرار مىگيرد ، انگيزه‌اى براى انس با آن نخواهد داشت مگر در مسائل مربوط بروابط طبيعى خالص ، بدين جهت است كه هر چه تكامل يك فرد بيشتر شود غربت و بيگانگى بيشترى را احساس خواهد كرد . با اين حال افرادى را مىبينيم با اين كه هيچ سنخيت و پيوندى ميان خود و ديگران ندارند ، با اين حال هميشه شاداب و با طراوت هستند كه گويى تمام جهان و انسانها با او