تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩

مانوس مىباشند . اينان اولياء الله هستند كه فقط خدا را براى يارى و ارتباط دريافته‌اند . اگر هم با انسان و جهان انسى پيدا كنند ، براى آنست كه جهان و انسان را جلوه گاه مشيت خداى محبوب خود مىدانند . در آن هنگام كه عثمان مىخواست ابو ذر غفارى را به ربذه تبعيد كند ، امير المؤمنين على عليه السلام جملاتى فرموده‌اند كه شاهد گوياى مطلب فوق است : « يا ابا ذر انك غصبت لله فارج من غضبت له . ان القوم خافوك على دنياهم و خفتهم على دينك فاترك فى ايديهم ما خافوك عليه و اهرب بما خفتهم عليه ، فما احوجهم الى ما منعتهم و ما اغناك عما منعوك و ستعلم من الرابح غدا و الاكثر حسدا و لو ان السماوات و الارض كانتا على عبد رتقا ثم اتقى الله لجعل الله له منهما مخرجا . لا يؤنسنك الا الحق و لا يوحشنك الا الباطل . فلو قبلت دنياهم لا حبوك و لو قرضت منها لآمنوك . » ( 1 ) ( اى ابا ذر تو براى خدا و در راه خدا خشمگين شدى ، به آن خدايى كه در راهش خشمگين گشته‌اى اميدوار باش ، اى ابو ذر اين مردم در بارهء دنياى خويش از تو ترسيدند ، تو در بارهء دينت از آنها ترسيدى ، آن چه را كه آنان در باره اش مىترسند به خودشان واگذار و از آن چه كه براى آنها ترسيده‌اى فرار كن ، آنان احتياج زيادى به دور شدن از آن چه كه تو ممنوعشان ساختى دارند ، در صورتى كه تو از آن چه كه تو را ممنوع ساختند كاملًا بىنياز هستى . امروز مىگذرد و فردا خواهى دانست كيست آن كسى كه در اين ميان سود برده و مورد رشك قرار خواهد گرفت . اگر تمام آسمانها و زمين به يك بنده از بندگان خدا بسته شود و آن بنده به خدا تقوا بورزد ، خداوند از آن قفس بسته راه نجاتى به او نشان خواهد داد . اى ابو ذر تو را جز حق چيزى با خود مانوس نسازد

هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 18 . .