مانند آن زاغيم كه به هواى باغ قدم در باغ مىگذارد ولى به خود باغ عاشق نيستيم ، بلكه مست ديدار آن كس هستيم كه باغ را رنگ آميزى كرده است .
حال كه مخازن افلاك و عقول در مقابل پيامبر مانند خسى جلوه مىكنند ، مكه و شام و عراق چيست كه پيامبر به آنها دل ببندد ؟ كسانى كه خود اسير هوى و هوس هستند مقايسه به خود كرده چنين سوء ظنى در بارهء پيامبر مىكنند ، اگر شيشهء زردى در مقابل چشمان خود بگيرى ، نور آفتاب را هم زرد خواهى ديد .
برو آن شيشه هاى كبود و زرد رنگ را بشكن ، تا براى تو انسانهاى محقر كه مانند گرد هستند ، از مردان الهى تفكيك شوند . سواران كه راه مىروند و از راه رفتن آنها گرد و غبارى بلند مىشود ، براى كسى كه ديدهء بينايى نيست آن گرد و غبار را آدم گمان مىكند . آن شيطان تبه كار حقيقت آدم را نمىديد ، بلكه او خاك و گردى را مىديد و بدان جهت گفت : من كه از آتش بوده و به خاك برترى دارم چگونه به او سجده كنم ؟ تو هم مادامى كه اولياء الله را مانند انسانهاى معمولى مىبينى ، بايد بدانى كه در اين نظر از شيطان ارث بردهاى .
اگر تو فرزند شيطان نيستى ، اين ميراث از كجا به تو رسيده است ؟ من « ممكن است كه مقصود امير المؤمنين عليه السلام بوده باشد » سگ طمع كار و محقر نيستم ، بلكه من شير حق و حق پرستم . مىدانى شير حق كيست ؟ شير حق كسى است كه از ظواهر فريبنده عبور كند و بحقايق برسد .
شيرهاى دنيوى مانند ساير درندگان در دنبال شكار مىروند ، در صورتى كه شير حق آزادى حقيقى و مرگ را مىجويد ، زيرا - او كه از حقيقت مرگ آگاه است ، مىداند كه مرگ آن خاموشى ظاهرى شعلهء حيات و آغاز فروزندگى حيات ابدى است لذا پروانه وار اين وجود عاريتى را در آن نور فروزان مىسوزاند .
رغبت به مرگ براى راستگويان مانند گلو بند زينتى است ، در صورتى كه براى قوم جهود همين مرگ امتحانى بود . خداوند در قرآن مىفرمايد : اى قوم يهود اگر شما راست مىگوييد كه اولياء الله هستيد ، آرزوى مرگ كنيد . اما حتى يك فرد
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 824
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨٢٤