تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
« در يكى از روزهاى اول بعثت پيامبر اكرم عتبه بن ربيعه كه يكى از متنفذين بود ، در جمعى از قريش نشسته بود و پيامبر اكرم در گوشهء ديگرى تنها بود ، عتبه مىگويد : اى افراد قريش ميل داريد كه بروم پيش محمد صلى الله عليه و آله و براى او پيش نهادهايى بكنم ، شايد بعضى از آنها را بپذيرد و ما آن امتيازات را به او بدهيم تا از اعتراض به زندگانى رسمى ما دست بر دارد ؟ ( اين داستان موقعى بود كه حمزه عليه السلام ايمان آورده بود ) . مردان قريش گفتند : آرى اى ابو الوليد برخيز و برو و با او مذاكره كن . عتبه برخاسته نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىرود ، به او مىگويد : اى پسر برادرم ، تو مىدانى كه مقام و منزلت تو پيش ما چه قدر اهميت دارد و تو هم قبيله ما هستى و از نظر نسب و شرافت مقام والايى در پيش ما دارى . تو مسئلهء مهمى را به قوم خود آورده و جمعيت و اتفاق آنها را متلاشى ساخته و رؤياها و آرزوهاى همهء آنها را بر باد مىدهى ، به خدايان و دين آنها عيب جويى كرده و تمام نياكان آنها را كه بر بت پرستى گذشته‌اند تكفير مىكنى . از من بشنو و مطالبى را كه به تو پيش نهاد مىكنم ، در آنها دقت كن ، شايد بعضى از آنها را بپذيرى . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : اى ابو الوليد بگو مىشنوم . عتبه مىگويد : اى پسر برادرم اگر از اين كارى كه شروع كرده‌اى مقصودت مال دنيا است ، براى تو جمع مىكنيم تا آن حد كه از همهء ما ثروتمندتر شوى و اگر مقامى مىخواهى تو را به خودمان رئيس قرار مىدهيم ، به طورى كه كوچكترين كارى را بدون اجازهء تو انجام نمىدهيم . اگر ملكى مىخواهى تو را بر خودمان مالك كنيم . اگر اين حالت روانى كه به تو عارض مىشود از اجنه است ما طبيبى بياوريم تا تو را معالجه كند ، ما در اين راه اموال خود را مىتوانيم بدهيم تا تو را بهبودى پيدا شود . ( گاهى مىشود كه جن به انسان پيروز مىشود ) هنگامى كه عتبه از پيش نهادات خود فارغ شد ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : اى ابو الوليد آيا پيش نهاداتت تمام شد ؟ اكنون بشنو . عتبه گفت : مىشنوم ، پيامبر فرمود : « بسم الله الرحمن الرحيم . حم ، تنزيل من الرحمن الرحيم . كتاب