تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 821

مساهمون:

ص٨٢١

روايت

« الدنيا جيفه و طالبها كلاب » . ( دنيا مانند لاشه‌اى است و جويندگان آن مانند سگها هستند ) . اين روايت و مضمون آن از نهج البلاغه است كه در گذشته بيان و تفسير شده است . « لى مع الله وقت لا يسعنى فيه ملك مقرب و لا نبى مرسل . » ( 1 ) ( من با خداوند لحظاتى دارم كه هيچ فرشتهء مقرب و پيامبرى نمىتواند مانند گنجايش روح مرا در آن حال داشته باشد . )

( ( 3950 ) ) آن كه او از مخزن هفت آسمان چشم دل بر بست روز امتحان

چگونه پيامبر اكرم از تمام ما سوى الله اعراض كرد

اعراض پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از مزاياى دنياى فانى هم در ظواهر زندگانى بود و هم با نظر به حالت گسترده شدن تمام جهان هستى در مقابل چشمانش در موقع معراج . از بعضى از آثار چنين بر مىآيد كه در معراج تمام پديده هاى جهان هستى به او نمودار شد و او كوچكترين اعتنايى به آنها نكرد ، زيرا - مىدانست كه اگر انسان در اين دنيا مالك مطلق العنان تمام جهان هستى هم باشد ، بالاخره روزى فرا خواهد رسيد كه بايستى آن را بگذارد و بگذرد . اما از نظر زندگانى ظاهرى هنگامى كه نبوت خود را به قريش ابراز كرد آنان هر گونه تطميع و تهديد را در بارهء او كردند ، ولى پيامبر كوچكترين اعتنايى به آنها نكرده و برسالت خود ادامه داد . اين حقيقت در تمام نقاط زندگانى پيامبر كاملا مشهود است و ما براى توضيح مختصر داستان ذيل را نقل مىكنيم :
هامش
( 1 ) شرح مثنوى ، كفافى ، كتاب اول ، ص 441 . .