تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 833

مساهمون:

ص٨٣٣
هنگامى كه نان مورد تغذى ، جنبهء معنوى داشت ، سودمند بود ، ولى موقعى كه جنبهء صورى پيدا كرد ، انكار و مقاومت در مقابل حق را نتيجه مىدهد . چنان كه وقتى كه شتر خار را در موقع سبز و شادابىاش مىخورد صدها سود و لذت مىبرد ، ولى هنگامى كه سبزى و شادابى آن خار رفت ، موقع خوردن در بيابانها دهان و گوشه هاى لبانش را مجروح مىسازد . دريغا كه آن غذاى پرورندهء جسم به صورت تيغ بران در آمده است . نان در آن موقع كه جنبهء معنوى داشت ، مانند همان خار سبز سودمند بود ، حال كه تنها جنبهء صورت به خود گرفته است خشك و خشن مىباشد . ولى تو اى نازنين ، با همان خيال قبلى كه در بارهء معانى داشتى و گمان مىكردى كه آن معانى ابدى است « با همان گمان » حالا كه معنى با خاك در آميخته است باز ميل خوردن دارى ؟ در آن موقع كه نان يا خار سبز « براى شتر » خشك و برندهء گوشت شد ؟ اى انسان يا اى شتر از آن بپرهيز . حالا ديگر سخن خاك آلود گشته و آب تيره شده است ، سر چاه را ببنديد تا خداى بزرگ عنايتى فرمايد و آب از منبع صاف و زلال بجوشد . اين آرزوى شما را صبر بر مىآورد ، نه شتاب و عجله .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 833 | محمد تقي جعفري