تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 823

مساهمون:

ص٨٢٣

فُصِّلَتْ آياتُه قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ . بَشِيراً وَنَذِيراً فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ . وَقالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْه 41 : 3 - 5 . . . » ( 1 ) ( به نام خداوند بخشايندهء مهربان . حم ، اين كتاب از خداوند رحمان و رحيم نازل شده است . كتابى است كه آياتش تفصيل داده شده است . قرآنى است به لغت عربى براى كسانى كه مىدانند . اين كتاب بشارت دهنده و تهديد كننده است ، اكثر آنان اعراض نموده اين آيات را نمىشوند و مىگويند : دلهاى ما دور و مخفى از دعوت تست ) . سپس پيامبر بقيهء آيات را خواند ، هنگامى كه عتبه آيات را شنيد ساكت شد و دستهاى خود را از پشت بر زمين گذاشته و به آنها تكيه كرد و همهء آيات را شنيد و وقتى كه به آيهء سجده رسيد آن حضرت سجده كرده ، به عتبه گفت : اى ابو الوليد شنيدى ؟ اين است . اكنون خودت مىدانى . » ( 2 )

تفسير ابيات

در پيروزىهايى كه پيامبر مانند فتح مكه به دست مىآورد ، منظور دنيوى نداشت ، زيرا - كسى كه از مزاياى هفت آسمان در روز آزمايش چشم مىپوشد ، چگونه به مال دنياى زود گذر دل مىبندد ؟ براى تماشاى پيامبر ، حورىهاى بهشتى آفاق تمام آسمانها را پر كرده و تمام موجودات عالم ملكوت تسليم خاك پاى او گشته‌اند . صدها يوسف كه در شخصيت الهى او مستغرق گشته‌اند ، او به هيچ يك از آنها اعتنايى نمىكند ، زيرا ، او تنها به يك مورد توجه دارد و آن هم دوست حقيقى او است كه خدا است او از تابش شعاع جلال و جمال خداوندى به مقامى رسيده است كه حتى آنان كه وابسته به حقاند نمىتوانند آن مقام بالا را تصور كنند . خودش فرموده است : « براى من لحظاتى است كه هيچ يك از فرشتگان و پيامبران نمىتوانند گنجايش روح مرا دريابند . » ما اگر چه
هامش
( 1 ) سوره فصلت ، آيات 1 تا 5 . .
( 2 ) السيرة النبوية ، ابن هشام ، چاپ دوم ، ج 1 ، ص 293 و 294 . .