تا فضل و عقل بينى بىمعرفت نشينى
يك نكته ات بگويم خود را مبين كه رستى
عذر عرب در اين بود كه او دجله را نديده بود و نمىدانست كه در بارگاه خليفه دجلهء خروشان و جوشان و موج زنان در جريان است .
اصلا اگر آن عرب بىنوا اطلاعى از دجله داشت نه تنها سبو را پيش خليفه نمىبرد بلكه آن را بسنگى زده متلاشى مىساخت .
اين سبوى تنگ و پر از آلودگىها ديده گان ما را گرفته و ما را از درياى رحمت علم الهى و عظمت بارگاه او غافل كرده است . چنين سبويى براى شكستن خوب است نه براى هديه بردن به سوى مقام ربوبى