تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
( ( 2690 ) ) نسبتى بايد مرا يا حيلتى هيچ پيشه راست شد بىآلتى

بدون وسيله به هدف نمىتوان رسيد

در مباحث گذشته در بارهء اين اصل كه « رسيدن به هر گونه هدف احتياج بسپرى كردن مقدمات و به دست آوردن وسايل دارد » تا حدودى بررسى شده است . تنها در اين مورد اين نكته را متذكر مىشويم كه عنايت و لطف الهى در رسيدن ما به مقاصد عاليهء خود يكى از عالىترين وسايل است كه خداوند در رهسپار شدن به كوى ربوبى شامل حال ما مىفرمايد . اين مطلب از منابع اسلامى هم استفاده مىشود كه لطف خداوندى در ايجاد وسايل توفيق براى انسانها دائماً در جريان است . بهره بردارى از لطف خداوندى هنگامى در عالىترين شكل امكان پذير مىشود كه انسان ساير وسايل وصول به هدف را ارزيابى كرده بداند كه اين وسايل با داشتن هر گونه مزيت طبيعى باز مربوط به عنايت خداوندى است . اگر خدا بخواهد مىتواند گره هايى را در راه هدف ايجاد كند و آن وسايل را به كلى از كار بيندازد . با اين توجه كه در حقيقت شعبه‌اى از توحيد افعالى است ، انسان شايستگى بيشتر به آن وسيلهء ربانى پيدا مىكند كه همان عنايت خداوندى است . اين مسئله را جلال الدين در يك شكل ديگر نيز بيان مىكند و آن اين است كه موقعى مجنون احساس كرد كه هيچ وسيله‌اى براى ديدار ليلى ندارد ، هنگامى كه ليلى بيمار شد با خويشتن چنين مىگفت كه اى كاش من طبيبى بودم و به بهانهء طبابت به ديدار ليلى نايل مىشدم .
ليتنى كنت طبيبا حاذقا كنت أمشي نحو ليلى شائقا
و در ابيات ديگر كه به مجنون نسبت داده شده است مىگويد :