تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
( ( 2312 ) ) راست نآيد بر شتر جفت جوال آن يكى خالىّ و آن يك مال مال ( ( 2313 ) ) من روم سوى قناعت دل قوى تو چرا سوى شناعت مىروى ؟ ( ( 2314 ) ) مرد قانع از سر اخلاق و سوز زين نسق مىگفت با زن تا به روز

روايت

« الخلق كلهم عيال الله و احبهم إليه انفعهم لعياله » ( 1 ) ( همهء مردم « بمنزلهء » عائله خدا هستند ، محبوبترين مردم در نزد خداوند سودمندترين آنها به مردم است )

( ( 2296 ) ) اين همه غمها كه اندر سينه هاست از غبار و گرد باد و بود ماست ( ( 2297 ) ) اين غمان بيخ كن چون داس ماست اين چنين شد و آن چنان وسواس ماست

اكثر اندوه ها بىهوده و بىاصل است

دردها و اندوه هايى كه بشريت را در تمام دوره ها فرا مىگيرند انواع گوناگونى دارند كه ما در اين مورد با دو نوع اساسى آن سر و كار داريم :

نوع اول - دردهايى است كه از نادانى و مسامحه اختيارى ما سرچشمه مىگيرد

بايستى اين غمها را بچشيم ، اما چشيدن اين گونه غمها دردى را دوا نمىكند ، بلكه بايستى تلخى اين غمها براى ما آموزنده باشد كه ديگر پيرامون انگيزه ها و عوامل آنها بر نگرديم . اگر علت آنها نادانى است در فرا گرفتن علم و دانايى بكوشيم . اگر عامل اندوه ها و آلام از توقعات بىجا از دو قلمرو انسان و جهان است ، بايستى اين توقعات بىجا را كنار گذاشته ، به واقعيات بنگريم و زندگانى خود را روى همان
هامش
( 1 ) مدرك اين روايت ذكر شده است . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 162 | محمد تقي جعفري