بگيريد » نمىگويند كه حتى جزئىترين حادثه در دوران كودكى در تمام عمر انسانى دخالت مىكند ؟ اگر روح انسانى بمنزله يك جويبارى بود كه فقط مىرفت و حالت ثبات و استقرار نداشت اين همه خاطرات و عقده ها در كجا جمع مىگشت ؟ پس اين شيرينىها كه در زندگانى انسانى مانند آب طلا روى حقايق را مىپوشاند ، بايد ما را فريب دهد و ما گمان كنيم كه شيرينى خود را در ذائقهء ما ايجاد كرده سپس روانهء ديار نيستى مىشود دليل اين مطلب اينست كه هر چه كه زندگانى را با لذايذ و شيرينىها پر كنيم زندگانى ما يك مفهوم پيدا مىكند كه عبارتست از تنفس و حركت شيرين و لذيذ ، ولى آن گاه كه دوران افسردگى غرايز مىرسد كه خود طلايه دار مرگ محسوب مىگردد ، مراحل جدى تلخيها شروع مىشود و هر چه كه لذت جويى در شخصيت انسان عميق تر بوده باشد ، تلخى كندن آن از شخصيت كه بطور طبيعى فرا خواهد رسيد بيشتر و شديدتر خواهد گشت .
( ( 2309 ) ) جفت بايد بر مثال همدگر
در دو جفت كفش و موزه در نگر
زن واقعاً شريك زندگانى مرد است
مطابق آيات شريفهء الهى مرد و زن دو صنف از انسان هستند كه مانند دو قطب مثبت و منفى در تكاپوى زندگانى هماهنگى دارند ، به همين جهت است كه از نظر شخصيت انسانى هيچ يك از اين دو صنف بر ديگرى برترى نخواهد داشت و خداوند مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثى وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ » 49 : 13 ( اى مردم ما شما را از يك مرد و يك زن آفريده و شما را گروهها و عشيره هاى گوناگون