در بيان آن كه نادر افتد كه مريدى در مدعى مزور اعتقاد كند كه به صدق و به مقامى برسد كه شيخش بخواب نديده باشد و آب آتش او را گزند نرساند و شيخش را گزند برساند ولى نادر است
( ( 2283 ) ) ليك نادر طالب آيد كز فروغ
در حق او نافع آيد آن دروغ
( ( 2284 ) ) او به قصد نيك خود جايى رسد
گر چه جان پنداشت آن آمد جسد
( ( 2285 ) ) چون تحرى در دل شب قبله را
قبلهاى نى و آن نماز او را روا
( ( 2286 ) ) مدعى را قحط جان اندر سر است
ليك ما را قحط نان بر ظاهر است
( ( 2287 ) ) ما چرا چون مدعى پنهان كنيم
بهر ناموس مزور جان كنيم
مر و را رو مىنمايد حالها
كه نديد آن هيچ شيخش سالها
( ( 2284 ) ) او به قصد نيك خود جايى رسد
گر چه جان پنداشت او آمد جسد
گاهى مىشود كه رهبران دروغين راه حقيقت را با تزوير نشان مىدهند ولى مرد سالك و راهرو با نيت پاك از حقيقت بهره مند مىگردد
بطور فراوان اتفاق مىافتد كه گروهى بطور ساختگى در رديف اول قافلهء بشريت راه مىافتند و ادعاى راهنمايى مىكنند ، اينان براى اينكه مشتشان باز نشود و مقام خود را از دست ندهند دم از حقيقت و واقع مىزنند ، ولى از آن جا كه رهروان و جويندگان حقيقت با نيت پاك از آنها مىپذيرند و در راه تكامل حقيقتا گام بر مىدارند ، لذا مىتوانند با آن نيت پاك به هدفهاى عالى برسند ، ولى آن رهبر نماها خود در آتش خود پرستى و نادانى مىسوزند و زبانه مىكشند . در روايت معتبره آمده است كه اين گونه اشخاص كه در صدد ارشاد مردم بر مىآيند خود در باطن از گمراه ترين مردم هستند و چون