تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩

در بيان آن كه نادر افتد كه مريدى در مدعى مزور اعتقاد كند كه به صدق و به مقامى برسد كه شيخش بخواب نديده باشد و آب آتش او را گزند نرساند و شيخش را گزند برساند ولى نادر است

( ( 2283 ) ) ليك نادر طالب آيد كز فروغ در حق او نافع آيد آن دروغ ( ( 2284 ) ) او به قصد نيك خود جايى رسد گر چه جان پنداشت آن آمد جسد ( ( 2285 ) ) چون تحرى در دل شب قبله را قبله‌اى نى و آن نماز او را روا ( ( 2286 ) ) مدعى را قحط جان اندر سر است ليك ما را قحط نان بر ظاهر است ( ( 2287 ) ) ما چرا چون مدعى پنهان كنيم بهر ناموس مزور جان كنيم مر و را رو مىنمايد حالها كه نديد آن هيچ شيخش سالها ( ( 2284 ) ) او به قصد نيك خود جايى رسد گر چه جان پنداشت او آمد جسد

گاهى مىشود كه رهبران دروغين راه حقيقت را با تزوير نشان مىدهند ولى مرد سالك و راهرو با نيت پاك از حقيقت بهره مند مىگردد

بطور فراوان اتفاق مىافتد كه گروهى بطور ساختگى در رديف اول قافلهء بشريت راه مىافتند و ادعاى راهنمايى مىكنند ، اينان براى اينكه مشتشان باز نشود و مقام خود را از دست ندهند دم از حقيقت و واقع مىزنند ، ولى از آن جا كه رهروان و جويندگان حقيقت با نيت پاك از آنها مىپذيرند و در راه تكامل حقيقتا گام بر مىدارند ، لذا مىتوانند با آن نيت پاك به هدفهاى عالى برسند ، ولى آن رهبر نماها خود در آتش خود پرستى و نادانى مىسوزند و زبانه مىكشند . در روايت معتبره آمده است كه اين گونه اشخاص كه در صدد ارشاد مردم بر مىآيند خود در باطن از گمراه ترين مردم هستند و چون
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 159 | محمد تقي جعفري