گروهى از اندوه ها كيفرهاى وجدانى هستند كه معاصى براى ما نتيجه داده است .
گروه ديگر از اندوه ها به قول جلال الدين از بزرگ داشت من و مايى است كه خود طبيعى ما به بار مىآورد .
( ( 2302 ) ) هر كه شيرين مىزيد او تلخ مرد
هر كه او تن را پرستد جان نبرد
آن زندگانى كه شيرينى غير منطقى دارد مرگ بسيار تلخى در انتظار آن است
از هر نظرى هم كه بخواهيد در اين زندگانى محاسبه به عمل بياوريد ، خواهيد ديد كه : زندگانى بىحساب و بىنتيجه در كار نيست . شما دقت كنيد ، خواهيد ديد كوچكترين افراطگرى يا تفريط جويى در ساختمان منظم بدن شما عكس العمل دردناك خود را ايجاد مىكند .
همين آب گوارا كه مايهء حيات ما است اگر مقدارى بيشتر از معمولى مورد بهره بردارى شود بدون ترديد در جهاز هاضمه اثر خود را منعكس خواهد ساخت .
با اين حساسيت كه موجوديت طبيعى شما دارد آيا گمان مىكنيد روح كه هزاران بار از كالبد مادى ما حساس تر است افراط و تفريطهاى ما را چه در لذايذ و چه در آلام منعكس نخواهد ساخت ؟ بدون شك اين يك گمان بىپايهاى است كه انسان بطور چشم پوشيده از حقايق و واقعيات در ذهن خود مىپروراند كه « خوش باش زندگى همين است » « بگو و بخند و حد اكثر لذايذ را بچش و ضررهايى را كه به تو اختصاص دارد از خود دور بساز ، اگر چه آن ضررها ديگران را نابود كند » مگر امروزه روان شناسان « از همه مكاتب كه در نظر