به گفته هاى خود عمل نمىكنند به آن چراغ شبيه هستند كه به پيرامون خود نور افكنى مىكند ولى خود مىسوزد و تباه مىشود .
به همين جهت است كه نيت پاك را نبايستى به هيچ وجه و در هيچ موقع از دست داد زيرا خود نيت پاك و خالص به منزلهء موتور و راهنماى زندگانى انسانى است كه هم نيروى حركت به انسان مىبخشد و هم انسان را در حركت بسوى مقصد راهنمايى مىكند .
تفسير ابيات
اما بسيار نادر است كه مرد جوينده كه خود داراى فروغ الهى است ، دروغ و تزوير رياكاران در بارهء او تاثيرى داشته باشد .
از آن جهت كه آن جوينده با قصد نيك و نيت پاك در وى مىنگرد و تعليمات او را در درون پاك خود وارد مىسازد ، روح عالى او غبار پليدى و كثافت آن شخص را از كلماتش پاك مىكند و به شكل تعليمات الهى واقعى در درونش جلوه گر ساخته اثر عالى آنها را در مىيابد . چنان كه كسى كه در تاريكى قبله را بجويد و پيدا نكند و بيك سمت نماز بگذارد و آن سمت قبله نباشد ، بالاخره چون او با نيت اطاعت خداوندى نماز خويش را بجا آورده است نماز او مقبول درگاه الهى خواهد بود .
اگر جهان ماده و امور مادى براى ما جويندگان حقيقت مضايقه مىكند ، اين مدعيان مزور در قحطى روح و جان دست و پا مىزنند . چون تنگدستى عيبى نيست لذا ما هرگز اين تنگى امور مادى را مخفى نخواهيم كرد .
احتمال ديگر در دو بيت آخر اينست كه مىخواهد بگويد :
اين مدعى دروغين در باطن از قحطى روح در مشقت است و براى ما قحطى امور مادى را آشكار مىكند .
براى ما دليلى وجود ندارد كه قحطى روحى را ( فرومايگى و خود نمايى و بىسرمايه بودن را ) كه او گرفتار است پنهان نماييم و در حفظ شخصيت او بكوشيم .
براى آن مريد پاك نيت حالها روى مىنمايد ، كه براى آن شيخ مزبور سالهاى سال رو نمىدهد .