تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
متأسفانه تمام تاريخ بشرى از اين حقه بازان سالوس پر بوده است و هر كس در زندگانى خود افراد فراوانى از اين قبيل اشخاص مىبيند . اين شقاوت منحصر به مسئله الهيات و معرفت نيست ، بلكه در تمام شئون بشرى از حقوق و اقتصاد و اخلاق و فقه و ادبيات و سياست . . . و ساير شئون اداره كنندهء زندگانى مادى و معنوى بشر اين گونه اشخاص بطور فراوان ديده مىشوند . آيا باعث بد بختيها و ناكاميهاى بشرى غير از اين است كه اشخاص بىصلاحيتى در پيش افتاده مقام صلاحيتدار بودن را اشغال نمايند ؟
( ( 2280 ) ) دير بايد تا كه سرّ آدمى آشكار گردد از بيش و كمى

راز از انسانها به زودى آشكار نمىشود

انسان به جهت داشتن نيروى مقاومتى كه مىتواند در درون خويش تقويت كند ، ممكن است سالها در ميان مردم زندگانى نمايد ولى راز او را كسى نشناسد . اين پديده در تمام قلمروهاى سياسى دورانهاى معاصر كاملًا مشاهده شده است ، بلكه تعليمات ممتدى براى آن وجود دارد كه انسانهايى بتوانند در جوامع ديگران مشغول كاوش از وضع و موقعيت آن جوامع گردند و بتوانند در موقع خود صدمه هاى جبران ناپذير به آن جوامع وارد سازند . دريغا ، هنوز انسانها پس از گذشت قرنهاى متمادى از زندگانى اجتماعى نتوانسته‌اند براى ادارهء خويش راه راست را انتخاب كنند ، هنوز دروغ و تظاهر بخلاف واقع يكى از اركان اساسى زندگانى اجتماعات است .

تفسير ابيات

تو ميهمان كسى هستى كه از دنائت و پستى مىخواهد حاصل زندگانى ترا بربايد او از آن جهت كه پيروز نيست نمىتواند ترا پيروز نمايد ، او كه نورى ندارد نمىتواند