تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
مىورزى ؟ سپس فرمود كه انفاق نبايستى به غيراز اين شكل صورت بگيرد - زيرا اگر من صبر كنم تا او فقر خود را اظهار كند ، آن گاه كه چيزى به او بدهم در حقيقت در مقابل چيزى كه داده‌ام آبروى او را ريخته‌ام ، آب آن روى كه مانند روى من مأمور است كه فقط در مقابل خداوند به خاك سائيده شود . از عيوب بسيار مهم انفاقهاى بىمحاسبه اين است كه بعضى از انسانها را كه شخصيت ندارند و در اولين هجوم فقر شخصيت خود را از دست داده‌اند ، با انفاقهاى بىمحاسبه كه ديگران در حق آنها مىكنند آنان را به كلى از عضويت صحيح اجتماع بيرون زده ، كلاش و كل بر جامعه مىنمايند . از عيوب ديگر اين انفاقهاى بىمحاسبه يكى هم موارديست كه پول كه تقريبا وسيلهء دگرگونى در تمام شئون بشرى است ، اقتصاد را از هماهنگى خارج ساخته ديگر آن جامعه نمىتواند براى خود يك اقتصاد محاسبه شده ايرا پى ريزى نمايد .

تفسير ابيات

پيغمبر عظيم الشان ما فرموده است : خداوند دو فرشته دارد كه هر بامداد چنين ندا مىكنند كه خداوندا هر كس كه در راه تو انفاق مىكند ، براى او عوض عنايت فرما و بهر درم آنها صد هزار درم پاداش بده . خداوندا آنان كه از انفاق جلوگيرى نموده امساك مىكنند تو در مال آنان خسارت بينداز . كسى كه منفق است بايستى مورد را خوب تشخيص بدهد ، يعنى همان گونه كه ما گفتيم بايستى انفاق روى محاسبه بوده باشد - زيرا همهء موارد شايستهء انفاق نيست و همهء موارد سزاوار امساك نمىباشد . اى بسا امساك كه بهتر از انفاق مىباشد . اگر متوجه باشى كه المال مال الله مال را خداوند از راه مشروع به تو عنايت فرموده است ، آن را جز در راهى كه خدا تعيين فرموده است نخواهى داد . فقط در اين