تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١

روايت

« در هر روز كه بندگان خدا صبح را درك مىكنند دو فرشته بر روى زمين نازل شده مىگويند : خدايا ، به هر كس كه انفاق مىكند عوضى عطا فرما ، ديگرى مىگويد : خداوندا ، هر كس كه امساك مىكند به مال او تلفى وارد ساز » ( 1 )
منفق و ممسك محل بين به بود چون محل باشد مؤثر مىشود

انفاق و بخشش بدون محاسبه نتيجه‌اى ندارد بلكه گاهى مضر است

اين مسئله يكى از با اهميتترين مسائل اقتصادى اجتماعى است كه همواره مورد اتفاق كلمهء دانشمندانى بوده است كه مىخواهند ضعفا و ناتوانان در جامعه بشكلى اداره شوند كه بشئون زندگانى اجتماعى خللى وارد نگردد . انفاق بىمحاسبه با اشكالات اجتماعى و دينى و روانى فراوانى روبروست كه تا كنون كاملًا مشهود بوده است . اولًا اگر در مسئلهء ادارهء بىنوايان محاسبه‌اى در كار نباشد شخصيت بىنوايان در مقابل معيشتى كه مىگيرند از بين خواهد رفت ، يعنى انسانيت آنان با شكست روبرو خواهد گشت . امير المؤمنين عليه السلام چند وسق خرما به يك مستحق فرستاد ، كسى در آن جا بود گفت : يا امير المؤمنين آن مرد كه از تو چيزى نخواسته بود چرا اين خرما را به او فرستادى ؟ حضرت فرمود : خداوند امثال ترا در جامعهء اسلامى زياد نكند ، من مىدهم ، تو بخل
هامش
( 1 ) بخارى و مسلم و نسائى فوق زا متفقاً نقل نموده‌اند ، نقل از شرح مثنوى كفافى ، ج 1 ، ص 283 . .