قربانى كردن سروران عرب به اميد قبول
( ( 2233 ) ) سروران مكه در حرب رسول
بودشان قربان به اميد قبول
( ( 2234 ) ) بهر اين مؤمن همىگويد ز بيم
در نماز اهد الصراط المستقيم
( ( 2235 ) ) آن درم دادن سخى را لايق است
جان سپردن خود سخاى عاشق است
( ( 2236 ) ) نان دهى از بهر حق ، نانت دهند
جان دهى از بهر حق ، جانت دهند
( ( 2237 ) ) گر بريزد برگهاى آن چنار
برگ بىبرگيش بخشد كردگار
( ( 2238 ) ) گر نماند از جود در دست تو مال
كى كند فضل الهت پاى مال
( ( 2239 ) ) هر كه كارد گردد انبارش تهى
ليكش اندر مزرعه باشد بهى
( ( 2240 ) ) و آن كه در انبار ماند و صرفه كرد
اشپش و موش و حوادثهاش خورد
( ( 2241 ) ) اين جهان نفى است در اثبات جو
صورتت صفر است در معنات جو
( ( 2242 ) ) جان شور و تلخ پيش تيغ بر
جان چو درياى شيرين را بخر
( ( 2243 ) ) ور نمىتانى شدن ز اين آستان
گوش كن بارى ز من اين داستان
آيه
« اِهْدِنَا اَلصِّراطَ اَلْمُسْتَقِيمَ » ( 1 ) 1 : 6 ( ما را به راه راست هدايت فرماى . )
( ( 2239 ) ) هر كه كارد گردد انبارش تهى
ليكش اندر مزرعه باشد بهى
اگر چه با كاشتن دانه انبار خالى گشته دانه ها به زير خاك مىرود ولى محصول زياد تر و عالىترى در دنبال آن است
درست است كه ما در تكاپوى زندگانى انرژيها صرف مىكنيم ، قواى درونى و برونى را مستهلك مىسازيم ، تا بالاخره حواس و اجزاء كالبد مادى ما ضعيف و ناتوان
هامش
( 1 ) سوره الفاتحة ، آيهء 5 . .