تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤

قربانى كردن سروران عرب به اميد قبول

( ( 2233 ) ) سروران مكه در حرب رسول بودشان قربان به اميد قبول ( ( 2234 ) ) بهر اين مؤمن همىگويد ز بيم در نماز اهد الصراط المستقيم ( ( 2235 ) ) آن درم دادن سخى را لايق است جان سپردن خود سخاى عاشق است ( ( 2236 ) ) نان دهى از بهر حق ، نانت دهند جان دهى از بهر حق ، جانت دهند ( ( 2237 ) ) گر بريزد برگهاى آن چنار برگ بىبرگيش بخشد كردگار ( ( 2238 ) ) گر نماند از جود در دست تو مال كى كند فضل الهت پاى مال ( ( 2239 ) ) هر كه كارد گردد انبارش تهى ليكش اندر مزرعه باشد بهى ( ( 2240 ) ) و آن كه در انبار ماند و صرفه كرد اشپش و موش و حوادثهاش خورد ( ( 2241 ) ) اين جهان نفى است در اثبات جو صورتت صفر است در معنات جو ( ( 2242 ) ) جان شور و تلخ پيش تيغ بر جان چو درياى شيرين را بخر ( ( 2243 ) ) ور نمىتانى شدن ز اين آستان گوش كن بارى ز من اين داستان

آيه

« اِهْدِنَا اَلصِّراطَ اَلْمُسْتَقِيمَ » ( 1 ) 1 : 6 ( ما را به راه راست هدايت فرماى . )

( ( 2239 ) ) هر كه كارد گردد انبارش تهى ليكش اندر مزرعه باشد بهى

اگر چه با كاشتن دانه انبار خالى گشته دانه ها به زير خاك مىرود ولى محصول زياد تر و عالىترى در دنبال آن است

درست است كه ما در تكاپوى زندگانى انرژيها صرف مىكنيم ، قواى درونى و برونى را مستهلك مىسازيم ، تا بالاخره حواس و اجزاء كالبد مادى ما ضعيف و ناتوان
هامش
( 1 ) سوره الفاتحة ، آيهء 5 . .