مىگردد ، ولى اگر بطور صحيح توجه كنيم خواهيم ديد : اگر ما با هشيارى كامل زندگانى كنيم و داد و ستدهايى كه در اين زندگانى انجام مىدهيم مورد محاسبه قرار بدهيم و نيز اين اصل هم براى ما كاملًا مورد پذيرش باشد كه ما در هر صحنهاى هم كه از زندگانى بوده باشيم بالاخره در بارگاه ربوبى بسر مىبريم .
نيز بدانيم كه هيچ نمودى كه بشر آن را صادر مىكند يا آن را ابراز مىنمايد نيست و نابود نمىگردد ، بلكه در پشت پردهء غيب آثار و نتايج آن محفوظ است ، اين حقيقت براى ما قابل قبول مىشود كه ما با از دست دادن هر گونه قوا و هر گونه موجوديت فعلى كه داريم در حقيقت آن را مبدل به يك نمود و موجوديت گران بهاتر مىنماييم ، شما مىتوانيد براى قبول كردن اين مطلب يك مراجعهء مختصر بشعور باطنى و به اصطلاح شخصيت عميق خود بنمائيد ، تا ببينيد كه چگونه آن حوادث و رويدادها كه در دوران مختلف عمر با شما سر و كار داشتهاند در آن قلمرو بوجود خود ادامه مىدهند ، بطورى كه اگر اندوخته هاى شما موافق اصول عالى انسانى بود لذت شگفت انگيزى در خود احساس مىكنيد و اگر مخالف آن اصول بود شرمنده و خجل مىشويد .
ابن سينا در اشارات مىگويد :
« اكنون كه در كالبد بدن مستقر گشتهاى و علايق و شواغل مادى بدن ترا به خود جلب نموده است و رسيدن بكمالى را كه براى تو ممكن است احساس نكرده و اشتياق به آن را در خود نمىبينى يا از اينكه در درون تو ضد كمال بوجود آمده است دردى احساس نمىكنى ، بايد بدانى كه اين حالت از خود تست نه از خدا . . . و بدان كه اين علايق و شواغل مادى نوعى از انعكاساتى هستند كه در هنگام مجاورت نفس انسانى با بدن به نفس ضميمه مىشود و در او منعكس مىگردد . اگر به همين حال باقى بماند در موقع جدايى از بدن ، نفس همان انعكاسات را با خود خواهد داشت .
پس از مفارقت روح از بدن اين انعكاسات خواه از پديده هاى لذت بار بوده باشد يا دردناك ، اثر خود را بر تو آشكار خواهد ساخت .
اما اين كه فعلًا اين آلام و لذايذ را احساس نمىكنى براى اينست كه روح تو
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 145
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤٥