تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
عقول جزئى بشرى اگر تقاضاهاى متعاقب در بارهء هماهنگى با عقل كلى داشته باشد ، مىتواند به اين مقصود نايل آيد ، زيرا بالاخره جويبارى كه در تكاپوى دريا بوده باشد بالاخره يا دريا به او خواهد رسيد و يا او خود را به دريا خواهد رسانيد ، فقط يك شرط دارد كه در ريگزارها فرو نرود . هنگامى كه داستان پير چنگى و وضع روانى او بدين مقام رسيد ، پير چنگى و جانش روى در پردهء ما وراى طبيعى كشيد ، حتى نتوانست جمله‌اى را كه شروع كرده بود به آخر برساند . آيا هيچ مىدانيد كه ارزش چنين عيش و عشرت كه عبارت است از استغراق در جمال و جلال خداوندى ، چيست ؟ ارزش اين حالت چنان است كه اگر صد هزاران جان در راه آن از دست بدهيد سزاوار است . براى به دست آوردن كوچكترين مزيت روحى ملكوتى شاهينوار و قهرمانانه بكوشيد و مانند خورشيد جهان تاب براى پرتو افكنى به منظومهء خود جانباز باشيد و بدانيد كه هر چه كه در اين راه استهلاك كنيد قيمت بسيار عالى تر را بدست خواهيد آورد . چنان كه اگر آفتاب آن چه را كه استهلاك مىكند از ساير مواد جهان هستى جبران ننمايد نيست و نابود خواهد گشت . تو جان فشانى كن تا مىتوانى در راه اعتلاى شخصيت بكوش ، اين كوشيدن تو كهنه هايى را كه از طبيعت در تو رسوب كرده است ، بر كنار ساخته روح ترا تازه خواهد ساخت . روح انسانى كه تازگى پيدا كرد ، جهان هستى هم كه در مقابل او قرار گرفته است تازه و سر سبز خواهد بود . اين اصل را بپذير كه جان آدمى دائما در جريانست و منبع آن از عالم غيبى فوران مىكند و بسر وقت اين كالبد مىرسد و به واحدهاى كهنه‌اى كه طبيعت در بازى خود در درون انسانى مستحكم كرده است ، بيرون شو مىگويد و روح انسانى را طراوت و تازگى مىبخشد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 139 | محمد تقي جعفري