تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية — صفحة مقدمة الآشتياني 148

مساهمون:

صمقدمة الآشتياني ١٤٨
نحو جامع وفراگير ، علم توحيد وشعب وفروع آن در حوزهء شيعه مورد بىاعتنايى قرار گرفته است . اگر كسى بگويد كه علم فقه از علوم فرعى وآلى است وتعليم آن به نحوى كه علوم قرآني وعلم تفسير وعلوم عقلية وكثيرى از مسائل مهم را - كه در قرآن موجود است وبقاى اسلام نيز مبتنى بر توجه به همهء جهات قرآن است - تحت الشعاع قرار دهد ، امرى بس خطرناك است وعواقب وخيمى در پى دارد ، نبايد گفتهء أو را انكار كرد . البتة به اين أصل مهم نيز بايد توجه داشت كه وجود فقها ومجتهدان متبحر وتربيت فقهاى عظيم الشأن امرى ضروري است واگر كسى خيال كند كه اجتهاد با قرائت چند كتاب حاصل مىشود وهمه كس از عهدهء اين مهم بر مىآيد ، خيال باطل كرده است .
خاتمه در اين رسالهء محققانه ونفيس ، بر اين أصل مهم مكرر تأكيد شده است كه « اسم أعظم » داراى مقام جمع ومقام تفصيل است . چه آن كه اين اسم مبارك « أم الأسماء » است ، وبه نحو وحدت وبساطت جامع جميع أسماء كليه وجزئيه وفرعيه وأصلية مىباشد . اين اسم - نه مفهوم آن بلكه حقيقت آن - به نحو تفصيل در كليهء مظاهر وجوديه متجلي است . وإن سألت الحق ، تنزل اين اسم از مقام غيب الغيوب به مقام احديت وواحديت ومظاهر خلقية جدا ومنحاز از تنزل ذات نمىباشد . همانطور كه گفته شد ، تنزل ذات به معناى انخلاع وتجافى نيست واين حكم در أسماء نيز جارى است . چه آن كه اسم نزد اين طايفه ، ذات متجلي به اسم « العليم » و « القدير » وغير اين دو است . وبنا بر مسلك ائمهء طايفهء شيعه ، يعنى أهل بيت وخاتمان ولايت ووارثان مقام وأحوال وعلوم حضرت نبويه ، سلام الله عليه وآله ، اسم همان ذات حق است به اعتبار صفتي از صفات جماليه وجلاليه . به اصطلاح عرفا در ظاهر وجود أوصاف وأسماء عين وجودند . ومراد از « ظاهر وجود » واجب الوجود است . وواجب همان حقيقت وجود است به اعتبار تنزه آن از جهات امكاني ويا اعتبار وجود به شرط لا از تعين امكاني . أوصاف وأسماء مانند أصل وجود سارى در حقايق وجوديه‌اند . واگر صفتي در مظهرى ظاهر وبارز باشد ، منافاة با كمون صفات وأوصاف ديگر در آن مظهر ندارد . در كلمات أرباب