تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
الترجمة اين وصيّتى است كه أمير عليه السّلام بمعقل بن قيس رياحي - هنگامى كه وى را با لشكرى سه هزار نفرى مقدّمه خود كرده بوده ، وبسوى شام گسيل داشت - فرمود : بترس از خدائى كه ناچار بازگشت بدو است ، وسرانجامت تنها أو است ، جنگ مكن مگر با كسى كه با تو سر جنگ دارد ، ودر دو طرف روز ( صبح وعصر كه هوا خنك است ) راه ميرو ، ودر نيم روز لشكر را فرود آر تا بياسايند ، وسبك وآسان راه ميرو . ودر أول شب سير مكن كه خدا آنرا براي آرميدن قرار داده وبراى أقامت تقدير فرموده نه كوچ كردن ، پس در آن تنت وستورانت را آسايش ده تا به پهن شدن آثار سحر ، وپيدايش سپيده صبح آگاه شدى ، با درخواست بركت از خداى سير ميكن ، وچون دشمن را ديدى در ميان لشكر قرار گير ، وبدشمن چندان نزديك مشو چون نزديك شدن كسى كه آهنگ در گرفتن آتش جنگ دارد ، وچندان از آنان دور مشو چون دور شدن كسى كه از جنگ هراس دارد ، تا فرمان من در رسد ، ومبادا كه دشمنى آنان ، شما را پيش از آنكه با آنان اتمام حجت كنيد ، ومر ايشان را براه حق بخوانيد ، وعذر خود را بديشان تمام گردانيد بجنگ وا دارد . ومن كتاب له عليه السّلام إلى أميرين من امراء جيشه وهو المختار الثالث عشر من باب كتبه ورسائله عليه السّلام وقد أمّرت عليكما وعلى من في حيّز كما مالك بن الحارث الأشتر فاسمعا له وأطيعاه واجعلاه درعا ومجنّا فإنّه ممّن لا يخاف وهنه
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 114 | حبيب الله الهاشمي الخوئي / سيد إبراهيم الميانجي