تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
الترجمة اين كتابيست كه أمير المؤمنين عليه السّلام بأشعث بن قيس نگاشت . ( أشعث از جانب عثمان عامل آذربايجان بود وأموال بسيار در دست أو بود چون أمير المؤمنين عليه السّلام بمسند خلافت نشست وبعد از فتح بصره بكوفه آمد اين نامه را بوي نوشت واو را تنبيه فرمود بحفظ آن ، چون نامه باو رسيد سخت مستوحش ومضطرب شد وياران خود را طلبيد ، وبا آنان در اين موضوع سخن بميان آورد كه نامه علي عليه السّلام مرا بوحشت انداخت واو از من تمامى أموالي كه از آذربايجان بدست آورده أم خواهد ستاند ، از اين روى بمعاويه پناه مىبرم كه علي عليه السّلام نتواند اين أموال را از من أخذ كند ، آنان گفتند بهتر آنست كه در نزد مرتضى روي واز انديشهء خود سر باز زني ، ودر روايتي آمده كه حجر بن عديّ الكندي كه فرستادهء حضرت بسوى أشعث بود وى را باندرز ونرمى بكوفه آورد علي عليه السّلام أموال أو را تفتيش كرد ، چهار صد هزار درهم يافته همهء آنرا اخذ كرد أشعث حسنين عليهما السّلام وعبد الله بن جعفر را شفيع خود گرفت كه امام پولها را بأورد كند ، امام سى هزار درهم را بأو رد كرده وهر چه الحاح وابرام در ردّ بقيه نمود امام فرمود كه بيش از اين يك درم رد نخواهم كرد كه بر خلاف است . وأشعث مردي منافق بود وأكثر مصائب وشدائدى كه به امام علي عليه السّلام روي آورد أشعث أصل آن فتنه ها وامّ الفساد بود ) . أي أشعث عملت طعمهء تو نيست ( يعني تو را عامل آن ديار نگردانيدم كه هر چه از مال مسلمين بدست تو آيد بخوري وبراي خود اندوخته كنى ) ولكن آن در گردن تو أمانت است كه بايد طريق ديانت را در آن رعايت كنى . كسى كه أمير وبزرگ تو است تو را حافظ ووالى أمور مردم كرده ، لذا نشايدت كه در كار رعيّت بي اذن أميرت خود سري پا پيش نهى ودر كارهاى بزرگ اقدام كنى مگر اين كه مورد اعتماد ووثوق مسلمانان باشد ، ودر دستهاى تو مالي از مالهاى خداوند ارجمند وبزرگوار است وتو يكى از خزينه داران منى كه بايد در حفاظت آن بكوشى تا آنرا تسليم من كنى وشايد كه من بدترين واليان تو نباشم . والسّلام